نقد فیلم

نقد سریال Lie to me (به من دروغ بگو)

 

ژانر: جنایی- درام

محصول: Imagine Television، 20th Century Fox Television، 2011-2009

جمله ی فیلم: "حقیقت در سرتاسر صورت ما نوشته شده"

جمله ی فیلم –از دید من-: به من دروغ بگو تا واقعیت را کشف کنم!

نمره سریال –از نظر من-: 19.75 از 20

خلاصه:

هر قسمت سریال به کشف جریانی جنایی توسط گروهی خبره در شناخت حالات بدن افراد و کشف واقعیت می گذرد.

نقد فصل اول:

سریال از تحقیقات و فعالیت های دکتر Paul Ekman برآمده؛ روانشناسی پیشرو در بررسی و شناخت حالات چهره ی افراد که بیش از ده هزار حالت مختلف در چهره را شناسایی کرده و اطلس حالات را به عنوان بهترین دروغ سنج طراحی کرده است. او عقیده دارد که این حالات، جهانی و فارغ از نژاد، میزان تحصیلات و ... بوده که در مسیر تکامل رخ داده اند. همکاران لایتمن و شرکت او نیز برگرفته از موارد مشابه در زندگی دکتر Ekman هستند.


ادامه مطلب
نوشته شده در سه‌شنبه ۱٩ فروردین ،۱۳٩۳ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ توسط مهدی وزیریان نظرات ()

به یاد او که...

نقد سریال پایتخت 3

 

نویسنده گان: محسن تنابنده، خشایار الوند و حسن وارسته

کارگردان: سیروس مقدم

تهیه کننده: الهام غفوری

جمله سریال –از دید من-: "تا در کنار هم هستید قدر هم را بدانید".

نمره سریال –از دید من-: 19 از 20

خلاصه:

پس از بدبیاری های مکرر نقی در ریزش سقف خانه و شکستش در مسابقات کشتی پیشکسوتان ایران، خانواده برای درمان بهبود (شوهر خواهر نقی) که در شرف آسیب نخاعی بر اثر اصابت گلوله ی شکارچیان غیرمجاز است، راهی تهران می شوند...

نقد:

پس از پخش سری اول هر مجموعه تلویزیونی در ایران، کم پیش میاید که سازندگان آن به فکر مجموعه دومی در راستای مجموعه اول بیفتند ( تا جایی که به یاد دارم، به جز "زیر آسمان شهر"، "مرد هزار چهره" و "ستایش" مجموعه ی پربیننده دیگری در این زمینه نداریم)؛ امری که بر عکس، در مورد اغلب سریال های امریکایی رخ می دهد و تک فصلی بودن سریال ها در شبکه های این کشور به ندرت دیده می شود. دلیلش هم مشخص است؛ عدم استقبال فراگیر. "پایتخت" اما با استقبال کم نظیر در سری اول، سازندگان را به ادامه ی ساخت آن تشویق کرد. دلایل موفقیت سری اول، در وهله اول در فیلمنامه بسیار قوی (حاصل تلاش ستودنی تیم نویسندگان، به خصوص مغز متفکر اصلی آن ها؛ محسن تنابنده) نهفته بود که علاوه بر اینکه با فضای جامعه ی ایرانی همخوانی داشت، بر خلاف اغلب فیلم ها و سریال های پخش شده طی سال های اخیر، بر اساس روابط واقعی انسان های جامعه ی حاضر ساخته شده بود و باورپذیری نقش ها، با همه ی زشتی ها و زیبایی های شخصیت های آن، بسیار آسان بود. علاوه بر این، فیلمبرداری، کارگردانی، موسیقی متن و بازی های بسیار خوب آن نیز همگی در موفقیت مجموعه اول سهیم بودند. مجموعه دوم، بر پایه ی مجموعه ی اول (با پیرنگی یکسان اما در سفری طولانی تر) ساخته شد و با کمی تغییر در برخی تکیه کلام ها، موفقیت مجموعه ی اول را تکرار کرد. مجموعه ی سوم، در نوروز امسال (1393) با تغییرات اندک به نمایش درآمد و گرچه موفقیت و پذیرش دو مجموعه ی قبلی را (حداقل از منظر عام) تکرار نکرد و نظرات متفاوتی از طرف بینندگان دریافت کرد، اما از نظر نگارنده، توانست با فیلمنامه ی خوب خود، مفاهیم ارزشمندی را به متن جامعه منتقل کند.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه ۱۳ فروردین ،۱۳٩۳ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ توسط مهدی وزیریان نظرات ()

بررسی و نقد فیلم Eternal sunshine of the spotless mind یا "شادی ابدی ذهن پاک" (ترجمه رایج: درخشش ابدی یک ذهن پاک)

 اشتیاق ابدی یک ذهن پاک

کارگردان: Michel Gondry

نویسنده: Charlie Kaufman

محصول: Anonymous Content و This is it، ایالات متحده امریکا، 2004، 109 دقیقه

دسته (ژانر): رومانتیک، علمی-تخیلی

هزینه: حدود 20 میلیون دلار -  فروش: حدود 72 میلیون دلار

جمله فیلم – از نگاه من-: "در نبود تو، نه خوبی هست، نه بدی"

نمره فیلم در IMDB (نظر بینندگان): 8.4 از ده

نمره فیلم در Rotten Tomatoes (نظر منتقدین): 93%

نمره فیلم در Metacritic (نظر منتقدین): 89%

نمره فیلم –از نظر من-: 19 از 20

خلاصه:

Joel Barish مردی تنهاست که در رفت و آمد عجیب و غریب یک روز خود متوجه رفتار عجیب یک زن نسبت به خود می شود...(روایت داستان، حداقل تا چند دقیقه اولش از ظاهر خطی پیروی نمی کند و در واقع، فیلم از اواسط ماجرا شروع می شود). مردی، با احساس تنهایی عمیق و گریزان از اجتماع و هیاهوهایش، پس از آشنایی با دختری (Clementine) که در او شور و جنون زندگی دیده، متوجه می شود که آن دختر، به واسطه ی مراجعه به یک روانپزشک، او را به کلی از ذهن خود پاک کرده است. Joel در پس این ماجرا به همان روانپزشک مراجعه می کند و از او می خواهد که خاطرات آن دختر را از ذهنش پاک کند.. در حین اجرای این کار است که او را در خاطرات متنوعش با کلمنتاین می بینیم.. و حالا اوست که در گیر و دار این خاطرات، با احساس نیاز عمیق به بودن این دختر در زندگی اش روبرو می شود..


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه ۳ فروردین ،۱۳٩۳ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ توسط مهدی وزیریان نظرات ()


 Design By : Pichak