نقد فیلم

            Pride and Prejudice   

نقد فیلم "غرور و تعصب" (Pride and Prejudice)

محصول: 2005

کارگردان: Joe Wright

جمله فیلم: "گاهی آخرین فرد روی زمین که می خواهی با او باشی، همان کسی ست که نمی توانی بی او باشی"

نمره کلی من: 20/14

خلاصه: خانواده "بنت" در دوره ای از تاریخ انگلستان (Georgian- قرن 18) که در آن زندگی به رسم جنتلمن ها مرسوم است، شامل پدر و مادر و پنج دختر خانواده در آستانه ورشکستگی مالی احتمالی پس از مرگ پدر خانواده قرار دارد.


مادر که نگران این موضوع است سعی دارد پیش از فوت شوهرش دختران را به همسری اشراف زادگان در آورد تا به زندگی ناملایم پس از آن دچار نشوند. دختر بزرگ تر (جین) خانواده پس از آشنایی با یک اشرافی (آقای بینگلی) در یک مهمانی با او همراه می شود. دختران دیگر (لیدیا، ماری و کیتی) نیز درگیر عشق های نوجوانی خود هستند و دختر دوم (الیزابت یا به طور مخفف، لیزی) که به دنبال شیرینی هایی عمیق تر در زندگی است در کش و قوس دوره جوانی با افراد مختلفی آشنا می شود: آقای دارسی که همراه خانواده بینگلی است، آقای کالین که از اقوام خانواده بنت است و یک سرباز. او ابتدا با دارسی آشنا می شود و علاقه به او در ذهنش ریشه می گیرد و سپس به ظاهر فراموش می شود. یک سرباز پا به میدان می گذارد و به او می گوید که آقای دارسی کسی است که به علت بخشیده شدن تمام ثروت پدر دارسی به او حسادت می ورزد. پس از این ماجرا رفتن یک باره آقای بینگلی از نزد "جین" و مشخص شدن این که آقای دارسی موجب این عمل شده باعث ایجاد نفرت از "دارسی" در سینه "الیزابت" می شود. او سپس پیشنهاد آقای کالین را به علت این که فکر می کند تطابق فکری چندانی بین آن ها وجود ندارد رد می کند. در ادامه مشخص می شود که "دارسی" چرا باعث جدایی موقت و بازگشت آقای بینگلی شده و چگونه به ادامه ازدواج غیر معمول خواهر کوچک الیزابت که با یک افسر فرار کرده کمک می کند و این چنین است که علاقه اولیه الیزابت به او با شدتی بیشتر بازمی گردد و به همسری او رضایت می دهد.

 

نقد

فیلم های دوران قدیم ملت ها بیشتر برای اشاره به کاستی ها و نقاط ضعف این دوران ها و یا اشاره به واقعه های تاریخی برای بزرگداشت یک حادثه یا قهرمان ساخته می شود (مثال آن را در تعداد زیاد فیلم های ساخته شده در مورد جنگ جهانی دوم و نازی ها، فیلم های قهرمان ستایی مثل گلادیاتور و ... دیده ایم). فیلم "غرور و تعصب" در اشاره به یکی از کاستی های صده گذشته غرب (و البته شرق) است: ازدواج های غیر منطقی. بیان عیوب این امر و البته مقایسه غیر مستقیم با شرایط امروزی هدف اصلی فیلم است که با ماجرای الیزابت و درگیری و مبارزه او برای یافتن عشق حقیقی و به دور از روال های آن دوران گره می خورد. دختران خانواده "بنت" نماد انواع دختران دوره های مختلف نیز هستند: عشق نوجوانی (به ظاهر عشق)، هیجان های این دوران، ازدواج برای ثروتمند شدن و ازدواج برای عشق منطقی. بسیاری از زنانی که در فیلم می بینیم به بودن در یک خانه و داشتن سرپناه دل خوشند، گاهی فقط به این که به دیگران بابت زندگی یا شوهرشان فخر بفروشند و گاهی حتی فقط برای سرگرمی! این مختص دوران قدیم نیست و امروزه نیز شاهد چنین نگرش های غلطی در بین جوانان هستیم. امروز دیگر پولدار شدن و زندگی مرفه و یا خارج رفتن اوج هدف بسیاری دختران جوان از ازدواج شده.. الیزابت نماد دختری با منطق و هوشیار است که یا عشق را نمی پذیرد و یا اگر با درک واقعی و شناخت کامل آن را شناخت به راستی عشق می ورزد و چنین احساسی پابرجا خواهد ماند. علت بسیاری از ناکامی ها در ازدواج های امروزه به عدم وجود عقلانیت در انتخاب بر می گردد که این فیلم آن را به درستی بیان می کند.

علت انتخاب نام فیلم به طرز نگرش الیزابت بر می گردد: او مغرور است (آقای دارسی نیز همچنین) و در هیچ مسئله ای کوتاه نمی آید. او سعی دارد به همه چیز در ابتدا با حس بدبینی نگاه کند. شاید دارسی در ابتدا چنین بنماید و سخن گفتنش نیز شباهت هایی را با الیزابت نمایان کند (همان گونه که لیزی نیز در انتهای فیلم به آن اشاره می کند) اما این موارد در تصمیمات مهم زندگی چاره ساز نیز هستند و به کمک همین حس هاست که الیزابت تن به ازدواج های احساسی و به دور از منطق نمی دهد و راه خود را تا رسیدن نهایی به خواسته حقیقی اش ادامه می دهد و در نهایت نیز به آن می رسد.

اشکال عمده فیلم در طمان طولانی و کسل کنندگی است. شاید اگر برخی صحنه ها کوتاه تر می شد فیلم بهتر از این بود. با این حال نوع موضوع فیلم نیز آنگونه است که بیشتر به مذاق خانم ها خوش میاید!

"جو رایت" با اولین فیلم خود (همین فیلم) گام بزرگی بر می دارد و تحسین بسیاری از منتقدان را بر می انگیزد (نمره میانگین A از منتقدان اکثر مجلات معتبر) و در مراسم اسکار نیز نامزد دریافت جوایز بهترین بازیگر نقش اول زن (کِیرا نایتلی)، طراحی صحنه، هدایت هنری و قطعه موسیقی می شود. او با وجود غلبه بر نوعی بیماری روانی (Dyslexia) به چنین مقامی نایل آمده است. این کارگردان خوش آتیه دو سال بعد با فیلم "تاوان" (Atonment) به اوج کار هنری ادامه می دهد و نامزد دریافت چندین جایزه از اسکار و صاحب جایزه بهترین فیلم درام از Golden Globe و بهترین موسیقی از اسکار می شود. در انتظار فیلم بعدی او (Soloist) می مانیم.

نوشته شده در پنجشنبه ۱ امرداد ،۱۳۸۸ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ توسط مهدی وزیریان نظرات ()


 Design By : Pichak