نقد فیلم

نقد فیلم/انیمیشن "9"

9

کارگردان: Shane Acker

-یکی از-تهیه کننده-گان: Tim Burton

جمله (از من): "برای نابودی شر آن را بشناس و با آن روبرو شو"

جمله (فیلم): "وقتی جهان ما به پایان رسید، ماموریت آنان آغاز شد"

نمره کلی من: 20/16

خلاصه:

زمانی در آینده نزدیک که در آن ماشین های ساخت بشر (و به طور خاص ماشین بزرگ ساخته دانشمندی به نام اُپنهایمر) علیه بشر اقدام کرده اند و انسانی باقی نمانده است. تعدادی مصنوع دست همان دانشمند به کار می افتند و در صدد از کار انداختن آخرین بازمانده های ماشین بزرگ بر می آیند.

نقد من:

 باز هم اشاره به آخرالزمان یا پایان دنیاست. در سال های اخیر اشاره به نابوید بشر و پایان دنیا در فیلم ها بسیاری (که شاید آغاز آن به ساخت فیلم فرانکشتین برگردد) ساخته می شود که نمونه های بارز آن: آرماگدون، چهار گانه نابودگر و روز استقلال  هستند...


لحظات شروع انیمیشن دارای ظرافت و چشم نوازی بسیاری ست، از آن نوع ظرافت ها که در کمتر انیمیشنی به چشم خورده است. مردی سالخورده در حال دوختن عرسک کوچکی ست، با چشمانی شبیه آن چه در Wall-E دیده بودیم. عروسک جاندار می شود و از دیدن بدن خود به تعجب در می آید (شاید کمی شبیه تولد یک انسان باشد، که ناخود آگاه می داند باید سخن بگوید و از نداشتن صدا متعجب می گردد). در لحظات پایانی نیز از هنر جالب ریختن باران روی دوربین بهره گرفته شده که خود من برای اولین بار در یک انیمیشن می دیدم! موسیقی زمینه و پایانی فیلم نیز تیره است و مناسب حال و هوای آن.

9 عدد اسمی در قالب عروسک به دست دانشمندی ساخته شده اند که مشخص می شود روح خود را در آن ها گذاشته و آخرین آن ها که 9 می باشد در حقیقت جان اوست که پس از ساخت او می میرد. اشاره به این که ما، هم او هستیم می تواند اشاره به آفرینش انسان به دست خداوند –در سطحی بسیار پایین تر- باشد و ماشین بزرگ نیز به نظر من می تواند نماد شیطان باشد که به دست خداوند به وجود آمد و علیه بشر به راه افتاد. خلق موجودات توسط دانشمند نیز در جهت انسانی بود اما در جهتی دیگر از آن استفاده شد (استفاده نامناسب انسان از موهبت های خدادادی)

شماره ها، که تعدادی از آنان هم در فیلم حضور نمی یابند نماد چه هستند؟ پاسخ به این سوال کمی مشکل است اما اشاراتی می توان داشت: نهایی ترین شماره (9) بهترین و کامل ترین است: جوانترین، شجاعترین، نظر هوش و محبت و گذشت بالاترین و از نظر قدرت بدنی در حد متوسط است (اشاره به اینکه مهمترین وجه انسان های برتر در آخر دنیا هوش و عشق است نه قدرت بدنی یا تجهیزات نظامی) و البته سیر تکاملی خویش را به مرور طی می کند. در کنار این چراغی به دست می گیرد – که در پوستر فیلم نیز مشهود است- که نماد روشنگری برای رهایی در عصر پایانی ست. شماره 1 که خود را رهبر این جمع کوچک نیز می داند (و ناقص ترین افراد نیز هست!) شیفته قدرت است و محافظه کاری جزئی از وجودش؛ همواره سعی در مخفی شدن از ماشین دارد و مکان اختفای او که به عیان یک کلیساست و نوع لباس پوشیدن او شما را به یاد کشیش های قرون وسطی و قبل از آن می اندازد و البته نماد تمام حاکمان زورگوی دنیاست – و البته در نهایت فیلم خود را در یک تحول عجیب روحی فدای 9 می کند-. شماره 2 کسی ست که چراغ در دست دارد و اولین بار واژه دوست را به او می گوید و همین که 9 به سرعت او را قبول می کند و همچنین نکته ای که به 9 در مورد این که گاهی چیزهایی را- در فلم یک گلوله- نباید دست زد و بایستی به حال خود رهایشان کنی – و برداشت من استفاده نکردن در صورت نبود آگاهی ست- نیز از نکات و سخنان جالب است- در راه دفاع از 9 اسیر و کشته می شود. شماره 3 و 4 دوقلو هایی هستند که منبع اطلاعاتند. جالب است که شماره هفت (که در اغلب مذاهب و عقاید عددی بزرگ و ویژه است) تنها اشاره به زن –از صدایش بتوان فهمید- موجود است و البته در فنون رزمی و توانایی جسمی نیز برتر است (شاید همین ویژگی آخرالزمانی به او چنین موقعیتی بخشیده!). شماره 5 در درگیری انسان و ماشین یک سمت صورتش را از دست داده و حالا دچار ترس شده، شماره 6 که لباس زندانیان را به تن دارد –و عنوان نمی شود که به چه دلیل- نقاش موضوعی ست که دائم به ذهنش می رسد و در ادامه مشخص می شود که نقشه رهایی آنان است. شماره 8 فردی تنومند و متکی به زور بازوست و البته با یک آهنربا به خوشی و لذت نیز می پردازد! (نماد قدرت بودن تفکر) بقیه شماره ها ظاهراً گم شده اند و آن ها را نمی بینیم ( شاید برای شلوغ نشدن داستان!).

استفاده از نام اُپنهایمر برای دانشمند نیز جالب توجه است؛ نام دانشمندی که پایه های ساخت بمب اتمی – و البته بدون قسد کشتار انسان ها- را گذاشت و تئاتری نیز از تلویزیون ایران درباره وی پخش شد و شاید اشاره فیلم از ماشین بزرگ و اثر آن در پایان یافتن دنیا به جای اشاره مستقیم به آن –می گویند وقتی چیزی را زیاد می گویی اتفاق هم می افتد و نظیرش بسیاری از هشدارها در فیلم های قدیمی تر است که با این حال به وقوع پیوست!- است. و البته فیلمی که از گذشته نمایش داده می شود یادآور جنگ جهانی دوم و سال های دهه 40 و دیکتاتوری هیتلر است (و شاید به گفته راجر ایبرت این ماشین بزرگ، "هدف نابودی بشر" هیتلر باشد که البته من اشاره به بمب اتم را نزدیکتر می دانم)

فضای داستان بسیار تیره و تار است و به جز لحظاتی اندک در پایکوبی عروسک ها در خیال نابودی ماشین اثری از روشنی در آن یه چشم نمی خورد.

فیلم نکوهش محافظه کاری در برخورد با شیطان درون و بیرون و اشاره کننده به اشتباهات انسان ها در استفاده از علم برای رسیدن به قدرت بی پایان بدون موهبت های دیگر است.

آشنایی با کلید رهایی آنان و همچنین رهایی نهایی رفتگان آن ها از پوچی نماد مناسبی برای ذهن پوچ گرا و ناباور انسان ها به آخرت است (صحنه عروج ارواح درگذشتگان) که البته با ناچار با اشاره به وجود یک جسم نیم دایره با علامات خاص بر روی آن صورت گرفته است.

کسی به تنهایی قادر به نجات دنیا نیست و این با همکاری تمام موجودات فیلم محقق می شود و گرچه محرک آن ها "9" بوده اما بدون فداکاری و تلاش همگی آن ها موفقیت حاصل نمی شد (و این جا مفهوم تکه های مختلف دانشمند که در عروسک ها گذاشته بهتر معنا می یابد)

چرا در این فیلم اثری از انسان به چشم نمی خورد؟ به نظر من منظور نویسنده این بوده که انسانی که خود به وجود آورنده مصیبت های دنیا خواهد بود، متمّم آن نخواهد بود!

اشارات فیلم به تمامی تکراری به نظر می رسد و اثری از ابتکار در بیان و اشارات –به جز در به کار گرفتن اعداد- به چشم نمی خورد. صحنه های بدیعی از نظر دیداری و ابداع موقعیت ها نیز در فیلم نیست و حتی برقراری ارتباط با شخصیت ها به سختی امکان پذیر است. گفتگو ها سطحی اند و به جز چند اشاره نیمه رمز گونه اثری از سخنان ناب به گوش نمی رسد.  مهمترین اشکال کلی انیمیشن مخاطب شناسی آن است. از طرفی به ظاهر انیمیشن است و برای کودکان ساخته شده –و قبول دارم که اکثر انیمیشن های امروزی مخاطب کودک به معنای قدیمی آن ندارند (نمونه کامل آن فیلم "بالا" ست- و از سویی دیگر سخن فیلم برای بزرگسالان است. با این حال نه جلوه ها و شخصیت ها برای کودکان است و نه سخنان فیلم در خور افراد بزرگسال! و برخی صحنه های مردگان نیز گاهاً برای کودکان ترسناک است. فیلم در خاطره ها نمی ماند و به عنوان یک اثر متوسط از ذهن پاک می شود. شاید نمره 16 را تنها به دلیل سخن خوبی که – با وجود تکراری بودن - برای ما دارد به آن داده باشم.

غیره: این انیمیشن به صورت فیلم کوتاه در سال 2005 ساخته شده بود و سازنده آن (Shane Acker) در سال 2006 برای ساخت آن نامزد جایزه اسکار شد.

روز اکران فیلم 9-9-2009 (همه چیز در نه خلاصه می شود!) در نظر گرفته شده که بر روی پوستر تبلیغاتی آن هم به چشم می خورد.

"Tim burton" که کارگردان مورد علاقه من نیز هست معمولاً پا به عرصه ساخت محصولاتی می گذارد که در آن جمله "در نا امیدی بسی امید است" یا "جرقه ای در ظلمت" یا "فرجام نیکی و بدی" را می توان دریافت و همواره به اخلاق بسیار پایبند است (عروس جسد، ماهی بزرگ یا همین آخرین فیلمش که در آن "جانی دپ" در نقش آرایشگری جلاد بود) در این جا در قامت یکی از تهیه کنندگان ظاهر می شود.

نوشته شده در جمعه ۸ آبان ،۱۳۸۸ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ توسط مهدی وزیریان نظرات ()


 Design By : Pichak