نقد فیلم

کتاب قانون

کتاب قانون

کارگردان: مازیار میری

نویسنده: محمد رحمانیان

نمره کلی من: 20/17

جمله فیلم -از من-: "چقدر مسلمانیم؟!"

و

"الهی عاقبت به خیر بشی جوون!"

خلاصه:

رحمان، رزمنده سال های نسبتاً دور ایران، اکنون در یک موسسه ارتباطات بین المللی کار می کند. در سفری به لبنان، شبی با دختری (ژولیت) که مسئول یک کافه رستوران است آشنا می شود که اصلیتی ایرانی دارد. در ملاقات های بعد این دو به هم علاقمند می شوند و ژولیت که بنا بر مطالعاتش اکنون مسلمان شده (و نامش را آمنه گذاشته) به عقد رحمان در میاید. مادر و خواهر رحمان که آرزوهای دیگری برای او دارند از این قضیه راضی نیستند و از روز اول با آمنه به مخالفت بر می خیزند. آمنه که به دقت متون قرآنی را مطالعه کرده و می کند، با دیدن رفتارهای ایرانیان به ظاهر مسلمان شروع به بیان تفاوت اعمال آن ها با کتاب قانون شان می کند..

نقد:


فیلم از توقیف در آمده "کتاب قانون" ساخته مازیار میری ست. این کارگردان، تدوین گر و مجری طرح 38 ساله (و جوان)، با فیلم "قطعه ناتمام" که مورد توجه نیز واقع شد، شناخته شد و آخرین اثر غیر سینمایی او نیز که مورد توجه عموم قرار گرفت "گاو صندوق" است.

آنچه به نظر می رسد ذهن میری را به خود مشغول کرده - و البته من این مشغولیت ذهنی را می پسندم- نگاهی نو به خوب و بد در جامعه است؛ آنجا که شخصیت سابقاً دزد "گاو صندوق" عاشق از کار در میاید و تسبیح گردانان و سفره پهن کنندگان "کتاب قانون" خورنده گوشت برادر!

نگاه مثبتی به فیلم، لا اقل از دید راست گرایان و مذهب پنداران نشده، با این حال، از دید من (که حداقل می توانم بگویم دین اسلام را برترین دین می دانم) کتاب قانون با وجود همه ضعف هایش کار بزرگی ست. از آن جهت که به درد ما ایرانیان دین باور پرداخته و فارغ از ترس مبنا شدن برای دین گریزان، حرف دلش را زده و عقده هایش را از دیدن این همه بی دینی در جامعه ای با این همه ادعا خالی کرده است.

رحمان نماینده طیفی از جامعه است که همواره به سابقه خود نازیده اند و آن را کافی می دانند. اما حال چه؟ آیا صرف یک جانبازی و نماز خواندن و روزه دلیل برتری ماست؟ به نظر می رسد نگاه عمیق تری باید و شناختی بهتر از خود و در کنار آن، کتاب قانون خود.

آمنه با امید و آرزو پا به کشوری می گذارد که نماینده اش به او درس حجاب داده، و او نیز که حجاب را برگزیده و در کنار آن به دین اسلام گرویده، می خواهد در کنار آن که فکر می کند در همین راه مقدس گام بر می دارد خوشبخت شود. اما آنچه او در کشور پر مدعای ایران می بیند، هر چه هست جز مسلمانی! فروشنده ای که کم فروشی می کند، دیگری که حق را ادا نمی کند، آن یکی که برخوری خوبی ندارد، آنان که غیبت می کنند (و در عین حال سفره حضرت... انداخته اند).. سرخوردگی او در قبال اینان و نیز همان که به او درس حجاب را آموخت (که خود باعث -به قول رحمان- جنگ های صلیبی در خانه به راه انداخت) باعث جدائیش می شود. حال او به لبنان بازگشته و درس-آیه ایجاد حکمیت بین دو زوج که در آستانه جدایی هستند را به کودکان می آموزد و این رحمان است که باید بسم ا... بگوید و طلبگی او را کند.

متاسفانه نگاه راست گرایان به فیلمی که به نظرم مقدمه ای برای راهیافت اندیشه ها و تفکرات حقیقی محمود احمدی نژاد و همفکرانش به جامعه است، نگاه منصفانه و حقیقت گرایی نیست و با مقایسه آن با فیلمی مثل "بدون دخترم هرگز" از حیث مضمون یا "اخراجی ها" از لحاظ شیوه پرداخت، سعی در پایین آوردن سطح کار دارند که قابل توجیه نیست. کیست که نداند رشوه دهی ایرانیان و شرکت شان در همایش های تکراری و بی هدف و شکم پرستی آنان باعث رخوت و سرافکندگی کشور نشده؟ مگر در مصرف گرایی شهره نشده ایم؟ مگر دروغ و تهمت میان ما موج نمی زند؟ مگر خبر نداریم از آنچه به نام عمل کننده به قرآن می کنیم و فرسنگ هایی که از آن دوریم؟ به نظرم، چرا! می دانیم و خود را به ندانم کاری زده ایم!

انسجام فیلم و همچنین برخی دیالوگ ها ناپخته و ناهماهنگ هستند و حضور پرویز پرستویی (گرچه شاید به منظور نشان دادن شباهت های ما ایرانی ها به یکدیگر بوده باشد) چندان متناسب با حال و هوای فیلم نیست و طنز فیلم را به هجو و کمدی تبدیل می کند. همچنین صحنه هایی مثل دویدن اعضای خانواده برای آشتی با آمنه امری غیر عادی و توی ذوق زننده است.

یکی از خواهر شوهر های آمنه (با بازی بازیگر مستعد سینما؛ نگار جواهیران) نماینده آن طیف از آفریده های خداوند است که اقلیت نامیده می شود و "اَنعَمتَ عَلیهِم" است (در مقابل "ضالّین" ی که سایر اعضای خانواده باشند).

ایراد بر نشان دادن پزشک آمنه که فردی با زبان فرانسوی و با حجاب موی ناکامل است را قبول ندارم. اصولاً نمی دانم که چرا باید شخصیت ها، قیافه ها و اسامی در فیلم های ما متناسب با میزان اعمالشان باشد و البته چه اعمالی؟ اعمال تعریفی و قالب های ریخته خود ما! سختدر عجب و شگفتم از این تعاریف و نمادهای مرده و کهنه که با هیچ قانون خداوندی نیز تطابق ندارند.

جملات نهایی فیلم -که البته برای ما بدون زیر نویس بود!- که از زبان راننده تاکسی بیان می شود (مهم نیست چه دینی داشته باشی، آنچه مهم است رفتار آدم هاست) مصداق دقیق آیه 62 سوره بقره با این مضمون است:

 

 " کسانی که ایمان آوردند و کسانی که آیین یهودان و ترسایان و صابئان را، برگزیدند ، اگر به خدا و روز بازپسین ایمان داشته باشند و کاری شایسته کنند، خدا به آنها پاداش نیک می دهد و نه بیمناک می شوند و نه محزون"

 

و بدین ترتیب آخرین اشکال گرفته شده به فیلم توسط برخی به ظاهر دین شناسان را باید چنین پاسخ داد که: لطفاً دقیق تر کتاب قانون تان را بخوانید!

"کتاب قانون" فیلم بی ایراد و حتی کم ایرادی نیست اما مضمون آن شاید برای بسیاری که از دست خود و دیگران و مسلمانی هایشان به تگ آمده به راحتی پوشاننده کاستی های عدیده آن باشد.

 

نوشته شده در شنبه ٢٢ اسفند ،۱۳۸۸ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ توسط مهدی وزیریان نظرات ()


 Design By : Pichak