نقد فیلم

به یاد او که...

در چشم باد

کارگردان: مسعود جعفری جوزانی

جمله سریال -از نگاه من-: ای وطن... در روح و جان

نمره کلی من: 20/17.5

خلاصه:

سریال روایتگر سه دوره معاصر ایران از زمان پهلوی و نهضت جنگل تا آزاد سازی خرمشهر است که برای ایجاد انگیزه برای پیگیری داستان با تکیه بر یک شخص ساختگی (بیژن ایرانی) به پیش می رود و او به همراه اطرافیانش می شود واسطه انتقال اخبار و رویداد های ایران در خلال این سال ها.

نقد من:

در سال های اخیر کم دیده بودیم -یا ندیده بودیم- فیلم یا سریالی را در مدح ایران و ایرانی و بازگویی آنچه بر ما رفته است. "در چشم باد" تلاشی موفق است در شناساندن ماهیت رویداد های صد سال اخیر ایران و نقش مردم در حفظ فرهنگ و ماهیت ایرانی.


در مدح سریال شاید همین حد کافی باشد اما نباید از بازی خوب پارسا پیروز فر -که در حقیقت از بازی او هیچگاه تا امروز لذت نبرده بودم- که استعدادهای خود را به نمایش گذاشت و نشان داد که بودن در کنار یک کارگردان کاربلد چقدر در خروجی تاثیر دارد. با این حال از بازی دیگر بازیگران لذت چندانی نبرده ام که البته به مقدار زیاد به متون استفاده شده برای آن ها باز می گردد.

چقدر زیبا، حساب شده، با تقلید درست و حرفه ای درآمده بود این صحنه های نهایی جنگ ایران و عراق که بی اختیار یاد "نجات سرباز رایان" می افتادیم و مشعوف می شدیم از این استعداد کارگردان و فیلمبردار و صحنه پرداز خودی که با وجود امکانات پست تر توانسته اند چنین صحنه های بدیعی را -لااقل در داخل کشور-خلق کنند. تدوین صحنه های ساخته شده با صحنه های واقعی جنگ و بازسازی برخی صحنه ها مثل فتح خرمشهر نشان از کار بزرگ جوزانی در روایت دقیق رویداد ها داشت و وسواس او در صحنه چینی و همانند سازی به حق ستودنی ست.

روند کند سریال در برخی مقاطع و صحنه ها (مثل سینما رفتن بیژن برای فیلم "بر باد رفته") گاهی تماشاگر را ناراضی از پای تلویزیون بدرقه می کرد. با این حال با وجود این و برخی دیگر اشکالات نظیر تطبیق نداشتن جزئی برخی زمان ها با پوشش مردم - که از ضمیر سخن برخی منتقدان دقیق مشخص شده-  می توان در چشم باد را سریال موفقی نامید، چرا که پس از "هزار دستان" دیگر سریالی به این اندازه در بازگویی حوادث تاریخی موثق ایران واکاوی نکرده و دقت به خرج نداده است. در عین حال اثر گذاری سریال نیز با توجه به بازخوردی که در مردم مشاهده می شود مثبت است و با وجود اینکه بیژن ایرانی کسی ست که به دنبال پسر و همسرش به ایران می آید و به نظر می رسد که هیچگاه انگیزه های مذهبی او را به کاری وا نمی دارد، تاثیر سریال بر مردم ناشی از برانگیخته شدن حس یک ایرانی غیور است. در حقیقت بیننده ایران را بیش از "ایرانی" دوست دارد و البته در کنار دکتر ایرانی، هستند جوانان خالصی که در کنار او در جبهه می جنگند و ایثار می کنند و این ما را به یاد مثال "لیلی با من است" می اندازد که با وجود دوری شخصیت اصلی از انیگزه های معنوی حضور در جبهه، این رزمنده های سیاهی لشگر هستند که ما را به خود می آورند نه "صادق مشکینی".

غیره:

- در ابتدا با دیدن چند قسمت ابتدایی سریال چندان به دلم ننشست اما با ادامه آن بیشتر پیگیر ماجرا شدم و در ادامه و در قسمت های آخر، به دلیل برقراری ارتباط بیشتر با موضوع جنگ 8 ساله، بیشتر و بیشتر درگیر سریال شدم.

- کارگردان گفته که صحنه هایی از سریال حذف شده که صدا و سیما بعداً بابت آن ها پشیمان خواهد شد! او گفته که کار سفارشی انجام نمی دهد و این سریال نیز ایده خود او بوده است. او گفت که امکان ندارد دروغ تاریخی بگویم

- جوزانی گفته است که این سریال وصیت من به همه ایرانیان است

- جوزانی در کار تحقیق سریال 138 کتاب به همراه تعداد زیادی عکس و فیلم را مطالعه کرده است

- جوزانی برای کارگردانی فیلم "کورش کبیر" انتخاب شده است 

نوشته شده در دوشنبه ۳۱ خرداد ،۱۳۸٩ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ توسط مهدی وزیریان نظرات ()


 Design By : Pichak