نقد فیلم

به یاد او که...

نقد فیلم Priest (کشیش)

 

فیلم کشیش

 

نویسنده: Cory Goodman

کارگردان: Scott Stewart

محصول 2011-امریکا-87 دقیقه

جمله فیلم: "جنگ ابدی ست،ماموریت او تازه شروع است"

جمله فیلم -از دید من-: دین بد، دین مفید!

نمره کلی فیلم-از دید من-: 14 از 20

 

خلاصه:

در دنیای آینده، جنگی که سال ها بین انسان ها و خون آشامان در میان بوده وارد مرحله تازه ای شده است. کلیسا که اکنون بر مردم حکمفرمانی مدرنی می کند به ظاهر خون آشام ها را در بند کرده و کلید رهایی آن ها را در اعتقاد بدون شرط به عقاید کلیسا می داند. در این میان کشیشان جنگجوی فراموش شده ای هستند که ناجی انسان ها از خون آشام ها در نبرد گذشته بوده اند اما حالا به دلیل ترس کلیسا از قدرت گرفتنشان به کنار گذاشته شده اند. پس از دزدیده شدن دختر یکی از این جنگجویان به دست خون آشام های گریخته از بند انسان ها، پدر ظاهری او برای رهایی فرزند (که به ناچار به فرزند خواندگی خانواده ای دیگر در آمده) وارد عملی برخلاف میل کلیسا می شود.


نقد:

فیلم نسبتا مستقل (لا اقل از نظر وابستگی به کمپانی های بزرگ فیلمسازی) کشیش یک روایت آخرالزمانی (گفته ی ویکیپدیا در مورد پسا آخرالزمانی بودن آن اعتقاد ندارم) از وضعیت دین مسیحیت است که با لایه هایی از اکشن، هیجان و جلوه های ویژه نسبتا معمولی پوشانده شده است. فیلم از کمدی کره ای به همین نام اقتباس آزاد شده و با وجود بودجه نسبتا زیاد 60 میلیون دلاری فروش چندانی نداشته و عملا پروژه شکست خورده ای (فعلا از نظر فروش) به حساب می آید.

در ابتدای فیلم بارها از زبان کشیشان کلیسا می شنویم که اقدام علیه کلیسا، اقدام علیه خداست. این نحوه تکرار سریع و پشت سر هم، همچون دشنه ای در ذهن بیننده فرو می رود و اساسی ست برای منزجر کردن بیننده از کلیسای مطرح شده در فیلم (و سپس کلیساو مذهب امروز)؛ یک ایده ی نسبتاً بچه گانه و خام برای القای حس مورد نظر در مخاطب. یکی دیگر از این ایده ها برای غیر انسانی و پست نشان دادن وضعیت مردم محکوم در دست کلیسا، تیره و بارانی نشان دادن شهری ست که مردم در آن به حکومت کلیسائیان گرفتارند.. واقعاً ایده های سطحی و ساده ایست استفاده از کلمات انزجار آور و دکوپاژ غمگین.

والدین دختری (لوسی) که ظاهرا در قید و بند ماندن در حصار خانه نیست (و بعد می فهمیم به شهری می رود که در آن کلیسای مخوف را داریم.. و از ظاهر و گفتارش درباره ی دوستی، هنگامی که وارد خانه می شود هم باید بفهمیم در جایی شبیه مجلس رقص بوده..) او را به ماندن در خانه تشویق می کنند (نماد انحصار). لحظاتی بعد خون آشام ها به خانه آن ها حمله می کنند و لوسی که به دست مادرش در زیرزمین خانه مخفی می شود تنها فرد زنده باقی مانده ماجرا می شود.. همین جا یک توقف کوتاه! نحوه آماده شدن پدر خوانده لوسی برای مقابله با خون آشام ها به گونه ای ست که انگار آشنایی قبلی با چنین حادثه ای دارد.. در حالی که می بینیم خون آشام ها آنقدر کار خود را به سرعت و به راحتی انجام می دهند که بعید است مورد قبلی وجود داشته باشد!

یکی از کشیشان جنگجوی قدیمی (که با وجود قدرت خارق العاده شان در برابر شیشان فعلی معلوم نیست چرا خلع ید شده اند!) که پدر واقعی لوسی ست از کشیش بزرگ (معادل پاپ) تقاضای اقدام می کند که با پاسخ منفی او روبرو می شود.. سوال اینجاست که با وجود چنان قدرت عظیم، چرا باید چنین درخواستی مطرح شود، وقتی اومی تواند تا مرز میان زمان زمین خوردن دو دانه تسبیحش چند نفر را بکشد!؟ چرا باید نشانه شروع انقلاب او پاره کردن یک تسبیح باشد؟! و باز تکرار نقش نجات دهنده کلیسا و البته بیان خدمات جنگجو از سوی منشی کشیش بزرگ برای یادآوری به بیننده!

کشیش ها گزارشی از فرار خون آشام ها (عاملانی که به سبب آن ها مردمان را ترسانده و برآن ها حاکم شده اند) ندارند؛ این نشان از بهانه بودن خون آشام هاست و نشان سلطه طلبی کلیسا. و باز تکرار این جمله که: کلیسا خدمات زیادی برای شما انجام داده (و این را اگر بگذاریم کنار بی توجهی آن ها از فرار خون آشام ها و رنج و عذابی که به مردم می دهند، یعنی کلیسا جز دروغ چیزی نمی گوید!). در ادامه نیز جمله ای کلیدی می شنویم که: "ایمان دروغین به چه دردت می خوره؟".. آیا این دنیایی بوده که کشیش های مبارز برای آن جنگیده اند؟ خیر!.. در واقع این همان باز نویسی فیلمنامه ای برای "قلعه حیوانات" است! توجه کنید به این نکته که هدف خون آشام ها و کلیسای حاضر یک چیز است: به بردگی کشیدن انسان ها!

پدر ناتنی لوسی حالا سردسته خون آشام ها شده (لابد به دلیل گاز گرفته شدن) و از پدر حقیقی او می خواهد که به او ملحق شود تا از زندگی فداکارانه جدا شود!.. چقدر بازی با کلمات ساده و دم دستی که به ایجاد حس های سطحی در بیننده منجر می شود.. آخر چه کسی ست که در درون خود از فداکاری بدش بیاید؟! (حالا اگر هم در عمل آن را اجرا نکند..). بقیه فیلم به مانند سایر فیلم های خون آشامی درگیری است و جلوه های ویژه آن که البته این جلوه های ویژه نسبتا خوب از کار در آمده اند، و البته این که بدانیم کارگردان فیلم بیشتر از کارگردانی، کار جلوه های ویژه فیلم ها (برای مثال شبی در موزه، شهر گناه، دزدان دریایی کارائیب، بازگشت سوپرمن و مرد آهنی) را انجام داده دلیل این امر روشن می شود.

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۱ بهمن ،۱۳٩٠ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ توسط مهدی وزیریان نظرات ()


 Design By : Pichak