نقد فیلم

به یاد او که...

mildred pierce-kate winslet

کارگردان: Todd Haynes

نویسنده گان: Todd Haynes & Jon Raymond بر اساس کتابی به همین نام از James M. Cain

تولید: شبکه HBO در 5 قسمت- امریکا- در ژانر درام- 2011- 336 دقیقه (در مجموع)

جمله سریال: "داشتن همه ش، براش به قیمت همه چیز تمام خواهد شد"

جمله سریال -از دید من-: جمله خودش خیلی خوب است!! :)

نمره -از دید من-: 20/18

 

خلاصه: زنی که در آستانه جدایی غیررسمی از شوهرش به دلیل رابطه با زنی دیگر است تصمیم میگیرد دو فرزند خود را با انتخاب شغلی شرافتمندانه بزرگ کند. در مسیر زندگی و پیشرفت او با دو مرد دیگر آشنا می شود...

درباره سریال و کتاب منبع: کتاب Mildred Pierce که در سال 1941 (اواخر جنگ چهانی دوم) نوشته شده، باعث به وجود آمدن یک فیلم برنده جایزه اسکار (1945 در زمان پایان جنگ جهانی) و سریالی کوتاه (برنده جایزه Emmy) با همین نام (2011 با حضور Kate winslet) شده است.


زنی به دلیل رابطه شوهرش با زنی دیگر در آستانه جدایی از اوست. در ادامه زندگی این زن به دلیل اینکه مرد صاحب اغلب دارایی های زندگی مشترک است دچار مشکلاتی خواهد می شود. با این حال، برخورد غیرانتزاعی او با مشکلات و انتخاب گزینه حمله به جای دفاع و همچنین تلاش بی وقفه برای گذران زندگی سبب می شود، او با هر وسیله ممکن و ظاهرا بدون زیر پا گذاشتن غرور شخصی از هنر آشپزی خود استفاده کند و به ثروت مناسبی برسد. خب این قصه سر راست می توانست بسیار ساده و راحت بیان شود و تبدیل شود به یکی از داستان ها (یادمان نرود که اصل در اینجا یک داستان مکتوب است)، فیلم یا سریالی کلیشه ای و قابل پیش بینی. اما آنچه این داستان را متمایز می کند نمایش سیر زندگی واقعی و پستی و بلندی های زندگی Pierce در قالب روانشناسی انسان است، به گونه ای که فرد پس از دیدن سریال به این نتیجه می رسد که: هر چه هم که به دست آوری به اندازه یک روز دلخوش بودن و آرامش نمی ارزد!

تا اواسط داستان، Mildred انگار دارد با دستان مردانی که او را احاطه کرده اند از نردبام ترقی بالا می رود.. (و چقدر متمدنند انگار این مردان غربی که از دیدن همسر سابق یا دوستشان در کنار مردی دیگر نه هیجان زده می شوند و نه نگران و نه اندکی ناراحت و حسود!!) و البته در همین حین ببینید که یکی از دخترانش را در شبی از دست می دهد که دارد با یکی از این مردان به عیش و نوش می پردازد! (آن عمل و این جزا)

ظاهرا ادعا و اخلاق Mildred اینگونه است که حاضر نیست غرورش را برای کاری که کسر شان اوست زیر پا بگذراد، اما انگار رام شدن در دستان هر مردی که اندکی نوازشت کرد جزو از دست دادن غرور نیست! در واقع خوبی متن در این است که هویت واقعی ما انسان ها را برملا می کند؛ تنها برای لذت زندگی می کنیم؛ خوشبختی بچه ها، کار با غرور و ثروتمند شدن برای رفاه کودکان..همه بهانه هایی بیش نیستند.. در ثروتمند شدن، زیر دست دیدن است و در کار سطح بالا احساس لذت ناشی از بالا مقام بودن و خوشبختی بچه ها هم تنها برای احترام آینده آن هاست.. و وقتی در نهایت و با همه تلاشی که کردی این احترام نبود، همان می شود که در انتهای فیلم خطاب به دختر باقیمانده اش در همراهی با پدر دختر میگوید: "بره به جهنم!"

فیلم در عین حال نمادی از فمینیسم (تن ندادن به هر کاری و انتخاب مردان زندگی اش در مقاطع مختلف و سوار بودنش بر زندگی..به قسمی که حتی وقتی احساس تحقیر شدن از سوی مردی کرد، او را تهدید به بیرون کردن از خانه کند) مخلوط شده با سرمایه داری (روش ثروتمند شد او) است که البته در نهایت و بخش نتیجه گیری اثری مثبت از این تبلیغات به چشم نمی خورد!

تیتراژ ابتدایی فیلم بسیار بسیار ساده است! می خواهد ببردت به همان زمانی که وقایع فیلم در حال اتفاق افتادن است.. و البته این محقق نمی شود مگر با دکور و صحنه پردازی و فیلمبرداری بسیار مناسب که حال و هوای دوران روزولت در امریکا را بازسازی می کند.

از موارد جالب فیلم اشاره نویسنده به لاینفک بودن رابطه جنسی از زندگی زنان است، چند بار در فیلم ببینیم که میلدرد با یک نوازش تسلیم مردان می شود کافی ست؟! یا پیشرفت میلدرد و دخترش به رابط آنان با مردانی وابسته می شود که پل موفقیت آن ها می شوند، و البته از میلدرد و ویدا در کنار حرفه شان جز پای زیبا چیزی نمی بینند!

رابطه ویدا (دختر اول میلدرد) و او یکی از اصلی ترین تعلیق های سریال است. ویدا دختری سرکش، ناراحت و لجباز است که برای رسیدن به اهدافش به راحتی حاضر است پا روی خانواده خود نیز بگذارد.. با این حال، او که در نوجوانی و با پیگیری مادرش برای نوازنده شدن به جایی نمی رسد، پس از درگیری جانانه با مادر و توهین به او، به راهی می رود که به خوانندگی و مشهور شدنش می انجامد. او در شبی که در یکی از سالن های مشهور به اجرا می پردازد تضاد درونی انسان را به تصویر می کشد و آهنگی را به مادرش تقدیم و در ظاهر از او تشکر می کند. با این همه می بینیم که در ادامه، اوست که با مرد سوم زندگی میلدرد (که حالا با هم ازدواج هم کرده اند) می خوابد! و مادرش را شگفت زده و خشمگین می کند. در فیلم به زیبایی تمام می توانید یک روح سرکش (ویدا) و یک روح مادرانه، زنانه و البته گاهی خودخواه-به دلیل انسان بودنش- (میلدرد) را که با زیبایی به همراه بازی های بسیار خوب این دو به تصویر کشیده شده است را ببینید.

از دست دادن کار و ثروت میلدرد هم به دست مرد دوم زندگیش اتفاق می افتد و حالا اوست که تنها.. بدون همسر و فرزند و دارایی.. باید  به آغوش همسر اولش باز گردد!.. انگار نوعی تقابل سنت و مدرنیته و یا به طور کلی تری "بود و هست" در فیلم به تصویر کشیده می شود.. با این حال به دلیل بازگشت میلدرد به نقطه آغاز (بیننده آیا می تواند مطمئن باشد که شوهر اول میلدرد تا ابد با او می ماند؟ خیر!)، به جای ترجیح هر یک از این دو، نوعی بی سرانجامی و بلاتکلیفی برای انسان معاصر به تصویر کشیده می شود.. انسانی که نه راه پس دارد و نه راه پیش! بد نبود شاید اگر نام این فیلم هم Revolver (مثل همان فیلم اسپانیایی) گذاشته می شد!

Mildred Pierce سریالی روانشناختی ست که برای مشاهده زندگی انسان ظاهرا باهدف ولی گم گشته امروز بسیار جالب خواهد بود.. فقط تا انتهای پنج قسممت حدودا یک ساعته اش کمی حوصله کنید!

 

در حاشیه:

- نمره فیلم در سایت IMDb  7.7/10 و توسط Metacritic 69/100 بود که نمرات نسبتا زیادی است.

-برخی از بینندگان فیلم سال 1945 را ترجیح داده اند و برخی نیز سریال را طولانی می دانند. با این حال در مورد وفاداری فیلمنامه به متن اصلی سریال مورد ستایش قرار گرفته است.

-فیلم در بسیاری از رشته ها برای جایزه Emmy نامزد شده که در برخی رشته ها از جمله بازیگری (Winslet و Pearce) آن را تصاحب کرده است.

 

نوشته شده در دوشنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳٩۱ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ توسط مهدی وزیریان نظرات ()


 Design By : Pichak