نقد فیلم

به یاد او که...

نقد فیلم کلاه قرمزی و بچه ننه

کلاه قرمزی و بچه ننه

سال تولید: 1390

نویسنده گان: ایرج طهماسب و حمید جبلی

کارگردان: ایرج طهماسب

جمله فیلم -از دید من-: استفاده جلف از موفقیت های قبلی!

نمره فیلم - از دید من-: 9 از 20!

خلاصه:

کلاه قرمزی و خانواده (آقای مجری و پسرخاله) که به دلیل انفجار خانه در اثر اشتباه پسرعمه زا آواره شده اند نوزادی (بچه ننه) را می یابند که پدر و مادرش را پیدا نمی کنند. جستجو برای یافتن پدر و مادر نوزاد بی نتیجه می ماند و کلاه قرمزی تصمیم می گیرد از نوزاد نگهداری کند.

نقد فیلم:

ایرج طهماسب و حمید جبلی؛ زوج موفق هنری دو دهه اخیر، پس از دو فیلم "کلاه قرمزی و پسرخاله" و "کلاه قرمزی و سرو ناز" باز هم با ترکیب جدیدی به سینما بازگشته اند و این بار، با وجود اضافه شدن شخصیت جدید و محبوب "پسرعمه زا" نام فیلم را "بچه ننه" همراهی می کند که نوزادی به ظاهر کم تاثیر (از لحاظ دیالوگ) است. فیلم با آرزوی کلاه قرمزی برای بهتر شدن وضعیتشان وارد نقطه عطف می شود که البته این نقطه عطف با تلاش برای شوخی با عناصر بسیار جدی که به حالت اغراق بیش از حد می انجامد، درگیر موجی سینوسی می شود که مخاطب فیلم شناس را آزار می دهد.


ماجراهایی که در حین داستان با آن مواجه می شوید از این قرارند: پیدا شدن نوزادی که کلاه قرمزی تصمیم می گیرد او را نگه دارد، فرار چند باره پسر عمه زا از زندان، اشتباه آزاد شدن او به جای کلاه قرمزی و سپس کلاه قرمزی از زندان، رفتن به سربازی برای زن گرفتن کلاه قرمزی و پسرعمه، پیدا شدن مادر نوزاد و شکایت از کلاه قرمزی و برگزاری دادگاهی که در آن شاکیان پسرعمه و مادر نوزاد گذشت می کنند.

شاید بامزه ترین بخش فیلم سربازی رفتن پسر عمه زا و کلاه قرمزی باشد و البته دراین بین هم صحنه های بیدار کردن سربازان از خواب توسط پسرعمه زا. اما به باقی فیلم که برسیم، جز صحنه های بی مزه (بگذریم از صحنه های قاشق به دست بودن پسرعمه زا یا آن صحنه تلاش برای آروغ زدن نوزاد توسط کلاه قرمزی که تا صبح طول می کشد و خواب را از چشم پسرعمه زا می زداید!) و البته شوخی های دم دستی و گاه جنسی (کنجکاوی فهمیدن جنسیت نوزاد توسط کلاه قرمزی) و شرمی (کلاه قرمزی به دنبال دستشویی می گردد) چیز دیگری در فیلم به چشم نمی خورد؛ کودکان تنها از بخش موزیکال فیلم (که حتی در این سمت هم با نوستالژی شعر "سلام الاغ عزیز" از فیلم اول؛ "کلاه قرمزی و پسرخاله" سعی در گرفتن احساس از بیننده قدیمی دارد) استفاده می کنند و بزرگسالان از تک صحنه های با مزه فیلم.

مشکل اصلی فیلم در مخاطب شناسی است. شاید ایرج طهماسب و حمید جبلی با استفاده از تجربه موفق کلاه قرمزی نود خواسته اند تا در عین جذب کودکان، بزرگسالان را نیز دوباره به خود جذب کنند اما اشتباهات فیلمنامه نویسی این هدف را ناکام می گذارد. مشخص نیست کلاه قرمزی همان کودک خردسال شیرین سخن و بامزه است یا یک فرد بالغ (که به طبع گذشت این چند سال بزرگ شده و حالا به فکر ازدواج افتاده) که از همه چیز سر در میاورد.

 وجود اسپانسرهای متعدد (از جمله شرکت ملی گاز و بانک کشاورزی) تنها به ایجاد داستان های فرعی مزاحم (که البته در مورد شرکت گاز در خدمت داستان اصلی قرار گرفته) شده است.

در مجموع، به جز اینکه شاید بتوانم با چشم برهم گذاشتن بر صحنه ای که کلاه قرمزی از صداکردن فرشته ها پشیمان شده (و در حقیقت او را درگیر در ماجرایی می بینیم که برای او باعث خیر شده) آن را نمادی از دعا و تکیه بر پایه ‌خیر الهی بدانیم، جنبه مثبت و مفید دیگری برای فیلم نمی بینم. شوخی با نیروی انتظامی در اشتباه آزاد کردن زندانی و یا سوار شدن پسرعمه زا بر تانک و شلیک به خودی یا شوخی با دادگاه، سبک، بی هدف و سطحی از کار در آمده و در مجموع از قابلیت های عروسک ها که در کلاه قرمزی 90 (این فیلم پس از پخش کلاه قرمزی 90 ضبط شده است) به خوبی از آن استفاده شده بود، استفاده مناسبی نشده است. از فیلم های موفق چند گانه که از ابتدا و به صورت هدف دار به صورت ادامه دار ساخته نمی شوند (و مانند فیلم هایی مثل ماتریکس یا ارباب حلقه ها که از ابتدا قرار است به دلیل طولانی بودن فیلمنامه به صورت Trilogy ساخته شوند نیستند و یا فیلمنامه نویسانی قدرتمندی مانند سه گانه Toy Story ندارند) انتظار چندانی نمی رود. این فیلم ها بیشتر به منظور بهره برداری تجاری از موفقیت گذشته فیلم و با بهره گیری و چنگ زدن به موضوعات عامه پسند و سطحی ساخته می شوند. نگاهی به فیلم هایی مانند ترانسفورمر ها (که از ابتدا هم فیلم تجاری صرف بود!)، مردعنکبوتی، راکی، رمبو، سرنوشت نهایی و ... این نکته را یادآوری می کند.

نوشته شده در دوشنبه ٢٧ شهریور ،۱۳٩۱ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ توسط مهدی وزیریان نظرات ()


 Design By : Pichak