نقد فیلم

نقد سریال پایتخت 2

پایتخت 2

کارگردان: سیروس مقدم

نویسنده گان: کورش نریمانی، حسن وارسته

بازنویسی فیلمنامه و بازیگردان: محسن تنابنده

نمره -از دید من-: 75/19 از 20

جمله سریال از دید من: "گنجاندن شادی در سختی های مداوم زندگی"

 


امسال برای دومین بار در طول سال های پخش سریال های نوروزی (پس از مرد هزار چهره) سریالی با مشابهت اسمی سال قبل به روی آنتن رفت. سریالی که به نظرم بهترین سریال سال های متمادی سریال سازی در ایران (لااقل در دسته طنز) بوده است و در کنار این، یکی از موفق ترین سریال ها در زمینه خوش آموزی صرف، بدون دلزدگی بیننده به شمار می رود.
"پایتخت" برای اولین بار در نوروز 91 از شبکه اول سیما پخش و با استقبال گسترده مخاطبین مواجه شد. علتی که برای این استقبال می توان در نظر گرفت وجه طنز همراه با کمدی همراه با نمایش گذر از سختی های زندگی با همراهی های خانوادگی است. "خانواده" مسئله مهمی است که عوامل سازنده (به خصوص محسن تنابنده در نقش سرپرستی نویسندگان و بازنویس فیلمنامه) همواره بر آن تاکید داشته اند. امسال هم با توجه به استقبال سال گذشته تصمیم بر ادامه دادن سریال به دست عوامل قبلی گرفته شد و البته دوباره نیز با استقبال گسترده مواجه شد. این اتفاق از موارد نادر برای سریال های ایرانی است که پیش از این تنها برای "مرد هزار چهره" و ادامه ی آن؛ "مرد دو هزار چهره" افتاده بود.


نقد:

"زندگی یک سفر است؛ سفری سخت".. این جمله پایه ی ساخت مجموعه پایتخت است. مجموعه ای که علاوه بر خنده دار بودن تلخی ملایمی نیز در خود دارد و علاوه بر این طنزی ست از نوع واقعی آن (که پرداختن به مشکلات است با شیرینی و خنده) همراه با چاشنی کمدی (از نوع لهجه بامزه گلستانی و مازندرانی و مکالمات بین افراد و حالت های صورتشان که البته محسن تنابنده، احمدمهران فر و علیرضا خمسه خود را استاد این کار نشان داده اند). ادعای من برای اینکه دو "پایتخت" بهترین سریال سال های اخیر بوده به دلیل همین ترکیب استادانه در کنار بازی های بسیار عالی بازیگران آن است (کمتر سریالی را پیدا می کنید که تقریبا همه بازیگران آن به خوبی از عهده نقششان بر آمده باشند).
نقی معمولی (و چه جالب است این تاکید بر معمولی بودن این فرد) همراه با خانواده خود (زن و فرزندان و پدر پیر خود که دچار آلزایمر است) و پسرخاله اش؛ ارسطو (دقت کنید به فلسفه بافی های او که اغلب بامزه اند) راهی سفر می شوند. این سفر در سری اول برای مهاجرت از علی آباد به تهران و بازگشت دوباره به علی آباد و در سری دوم برای منتقل کردن گنبد و گلدسته یک مسجد از محل سکونتشان به قشم است. علت نامگذاری دوباره "پایتخت" اما بیشتر یادآوری خاطرات گذشته از سریال و در درجه دوم (و کم اهمیت تر) مسائلی ست که برای این افراد حین گذر از تهران و روزهای اقامت در آن اتفاق می افتد.
در سری اول نویسنده کوشیده بود به عوامل مزاحم برای یک زندگی راحت در تهران اشاره کند و البته مهمتر از این قضیه و زیر بنای کنار این موضوع دوستی ها و همراهی های خانوادگی و استحکام یک زوج در عین مشکلات به وجود آمده بود. در سری دوم اما با اینکه به مشکلات شهر نشینی نیز تا حد کمی اشاره می شود (نظیر مشکلات ارتباطی و کاری، مشلات اقتصادی، غربت، عدم اعتماد آدم ها به یکدیگر و مشکل تنها گذاشتن سالمندان در دوران پیری توسط فرزندان) اما چاشنی کمدی آن اضافه شده و موضوعی نظیر ازدواج نیز به مانند سری قبل با عدم امکان یافتن همسر (برای ارسطو) در عین تلاش برای این امر، همچنان یکی از داستان های جذاب فرعی است.
وجود گلدسته و گنبد در داستان نیز خود نماد معنویت همراه این گروه می شود و در مواردی مانند گریه کردن شیر (برادرِ شوهرخواهر نقی) با دیدن گلدسته ها و پس آوردن آنچه دزدیده است و یا ورود آن به سرای سالمندان نما پیدا می کند.
در جدی ترین قسمت های سریال، موضوع نامه های ارسالی به ریاست جمهوری و خودخواهی انسان ها پیش کشیده می شود و در انتها نیز با موضوع خانواده دوستی نقی و کشیده شدنش در گل و لای برای نجات پدر خاتمه می یابد. شاید این دو سه قسمت تلخ ترین قسمت های سریال بوده باشد.
نقی به مانند نام فامیلش (معمولی) نماد یک انسان معمولی اما خوب است، با ایرادات معمولی یک انسان، خودخواهی ها و لجبازی هایش.. در عین حال این انسان هیچگونه بدآموزی برای بیینده ندارد و اگردچار اشتباهی می شود یا خودخواهی می کند، نتیجه آن را هم به تندی می بیند.
محسن تنابنده (48 ساله) آنقدر کارش را در نوشتن نهایی فیلمنامه خوب انجام داده (و البته نوشته اولیه را به همراه کورش نریمانی و حسن وارسته نوشته است) که نه احساس توهین به شعور به ما دست می دهد، هم حوادث و گفت و گوها را بسیار منطقی پیش می برد، نه کلیشه ها را دوباره بزرگ می کند (نگاه کنید که از مسئله کلیشه ای ازدواج در سریال ها به نشدن می رسید و در این راه ارسطو را از این سو به آن سو می کشد یا مسئله اهداء عضو که هم به شیرینی این کار اشاره می کند و هم از کنار اهدای تصنعی می گذرد)، نه از کنار مشکلات جامعه می گذرد، نه درسی اخلاقی را بدون تاثیر القا می کند و نه از هر موقعیت برای نشان دادن موضوعات اصلی ذهن عوامل می گذرد. تنابنده علاوه بر اینکه بازیگر بسیار توانایی ست (و نقش های متفاوتی از او را در فیلم ها مختلف تا به حال دیده ایم که آخرین آن که بازی در فیلم "محمد (ص)" در نقش سموئل؛ تاجر یهودی و در حال گذراندن مراحل نهایی است)، حالا نشان می دهد که نویسنده ای قهار نیز هست (رجوع کنید به سابقه نویسندگی او در همین چند سال اخیر که نویسنده سریال ها و فیلم های موفق "چاردیواری"، "هفت دقیقه تا پاییز"-که برای این فییلم و فیلم "سنگ اول در بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد نقش اول را نیز گرفت-، "پیامک از دیار باقی" و "چند میگیری گریه کنی" نیز بوده است). او در این مجموعه نقش بازیگردانی را نیز بر عهده دارد که از پس این کار نیز به خوبی برآمده است.
یکی از کارهای مهمی که تنابنده انجام می دهد، جدا کردن ساده بودن از احمق بودن است. نمایش یک شهرستانی (به خصوص با لهجه) معمولا با نادانی او همراه بود که در اینجا تنابنده ساده بودن (عدم داشتن افکار پیچیده) را از اشتباه کردن های احمقانه جدا کرده است و از شخصیت های شهرستانی داستان، یک شهرستانی واقعی ساخته است. تنابنده آنقدر خوب، خوبی های این انسان های معمولی را نشان می دهد که در ذهن برجسته و محبوب شوند و بدی هایشان را تنها به دلیل انسان بودن و معصوم نبودنشان و برای واقعی نمودن و باور پذیر کردن ماجرا، در کنار آن خوبی های برجسته و اثر گذار بپذیریم.
از مهمترین مزایای سریال (همانگونه که گفتم) نداشتن بدآموزی است، حتی حرف ها و تکیه کلام های افراد هم هیچ بدآموزی ندارد (بر عکس اغلب سریال های به ظاهر طنز و یا شوخی های مبتذل فیلم اخیر کلاه قرمزی یا بسیاری از فیلم هایی که با پیش کشیدن توهین و تحقیر، مسائل زناشویی یا جنسی قصد خنداندن تماشاگر را دارند). چنین تکیه کلام هایی، با وجود بدآموز نبودن به ذهن بیینده هم نشسته است و هنوز در بین مردم بیان می شود. نگاهی به تکیه کلام های سریال این امر را به درستی نشان می دهد: آقااا، نگووو، الکی میگه، آخ آخ آخ، ناهار نخردم، زنشه؟، زشته، رو به رشدی؟، پایه یک دارم، به هیچ وجه من الوجوه، بی تربیت و ...
شاخصه اصلی و دلنشین سریال از گنجاندن شیرینی در دل تلخی میاید و به نظرم رمز ماندگاری این کار در همین است؛ آنجا که پس از زیر آب رفتن و خراب شدن ماشین و در حال بکسل شدن ترانه می خوانند و دست می زنند یا ماجرای گیرافتادنشان در رستوران پلمب شده که با برنده شدنشان در مسابقه تلویزیونی تمام می شود. سریال در عین حال نمایش یک اتحاد خانوادگی و احترام به والدین نیز هست. نقی، با اینکه با همسرش بحث هم می کند اما هرگز به قهر کشیده نمی شود و با اینکه در راه نگهداری پدر دچار مشقات زیادی می شود اما همواره در فکر اوست و به او رسیدگی می کند.
فیلمبرداری سریال اغلب به صورت سر دستی انجام گرفته و حتی در زیر آب نیز دوربین حضور دارد تا حس همراهی با شخصیت های داستان بیش از پیش به شما القا شود. موسیقی سریال تلفیقی از موسیقی محلی پایتخت 1 است که قسمت هایی از موسیقی و ترانه های بندری به آن اضافه شده است و همچنان یکی از بهترین موسیقی های ساخته شده برای سریال های ایرانی ست؛ ایرانی خالص و البته هماهنگ با متن سریال در موسیقی متن.
"پایتخت 1 و 2" از معدود برنامه های تلویزیونی هستند که به سختی می توانید نقطه ضعفی در آن ها پیدا کنید. سیروس مقدم را نباید از یاد برد؛ اوست که تمام بار اصلی مجموعه را در کنار محسن تنابنده بر دوش کشیده است و با اینکه خود را مدیون تلاش ها و آثار مهران مدیری و رضا عطاران می داند، باید بداند که اکنون، به لطف قرار گرفتن در کنار فوق ستاره ای چون تنابنده، بسیار بالاتر و برتر از ایشان ایستاده است. "پایتخت" از جمله برنامه هایی ست که با آن به راحتی می توان بر شبکه های رنگارنگ ماهواره ای فائق آمد و راه را بر هجوم رسانه ای غرب بست.
"پایتخت" ثابت می کند که بدون لوده بازی بیهوده همراه با مسخره کردن (امثال بازی علی صادقی) نیز می تواند خنداند و در عین خنداندن می تواند آموزه های خوب را منتقل کرد.
از دید من، "پایتخت" برترین تجربه سریال سازی تمام دوران ها در ایران است.

در حاشیه:
- قرار بوده بخش هایی از داستان در عراق فیلمبرداری شود که به دلیل شرایط اقتصادی صدا و سیما از آن چشم پوشی شده است.
- تنابنده از جمله بازیگرانی ست که از تئاتر به جلوی دوربین آمده است. او گقته که به احتمال زیاد امسال در یک نمایش تئاتر بازی خواهد کرد.
- احمد مهران فر با شخصیت "ارسطو عامل" یکی از محبوب ترین شخصیت های چند دهه اخیر ایران را رقم زده است.
- تنابنده از عوامل مسئول می خواهد که با برداشتن ایرادات زیاد و قوانین دست و پا گیر کاری کنند تا آنچه برای جذب مخاطب می خواهند متحقق شود.
- میزان رضایت بینندگان از سریال بر اساس مشاهدات در حدود 100 درصد پیش بینی می شود!
- در برنامه "سین مثل سریال"  که با رای مردم بهترین سریال نوروزی سیما را انتخاب می کرد، سریال پایتخت و محسن تنابنده به ترتیب به عنوان بهترین سریال و بهترین بازیگر مرد تمام سال های تلویزیون انتخاب شدند (امری که انگار چندان به مزاق مهمانان برنامه خوش نیامده بود!)
- ظاهرا قرار است "پایتخت 3" نیز ساخته شود.

- تهیه کننده سریال، مریم غفوری، همسر سیروس مقدم بوده است
- در راه بازگشت از قشم حادثه ای رانندگی سبب مجروح شدن دو نفر از عوامل تدارکات شده است به طوری که متاسفانه یکی از عوامل یکی از پاهای خود را از دست داده است
- شخصا لذت بردم از اینکه محسن تنابنده که در مقام بازیگری و جوایز از امیر جعفری بالاتر است، در قسمتی از سریال با افتادگی تمام، گرفتن عکس با شخصیت حقیقی او را برای خود (در نقش نقی) ارزش شمرد.

 

پی نوشت:

عکس مطلب از سایت سینما خبر گرفته شده است

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٠ فروردین ،۱۳٩٢ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ توسط مهدی وزیریان نظرات ()


 Design By : Pichak