نقد فیلم

نقد فیلم Frozen (یخ زده)

 یخ زده frozen

برگرفته از داستانی از Hans Christian Andersen به نام The Snow Queen (ملکه ی برف)

کارگردانان: Jennifer Lee و Chris Buck

نویسنده فیلمنامه: Jennifer Lee

دسته (ژانر): انیمیشن، فانتزی، موزیکال، کمدی

تولید: Walt Disney، ایالات متحده امریکا، 2013، 102 دقیقه

بودجه: 105 میلیون دلار

فروش: حدود 1 میلیارد دلار

نمرات (اسفند 92): Rotten tomatoes: 89%، Metacritic: 74% و IMDB: 8 (از 10).

جمله فیلم -از دید من- (برگرفته از متن خود فیلم): آدم ها عوض نمیشن اما عشق رو نادیده نگیر!

 و

 "سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد..... وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد"

نمره فیلم از دید من-: 18 از 20

 خلاصه:

Elsa، فرزند خردسال پادشاه شهر Arendelle دارای قابلیتی جادویی و عجیب است؛ به هر چه دست می زند یخ می بندد. این قابلیت، همزمان با بزرگ تر شدن او در حال رشد است و پدر و مادر او نیز که از این قضیه نگران هستند، اطاق او و خواهر کوچکترش؛ Anna را از هم جدا می کنند تا به کسی آسیب نرسد و شاهزاده نیز از جامعه طرد نشود. طی حادثه ای پادشاه و همسرش می میرند و حالا Elsa باید به عنوان شاهزاده تاجگذاری کند. طی این مراسم، Anna با مردی آشنا می شود و به خواهرش اعلام می کند که قصد ازدواج با او را دارد. Elsa برآشفته می شود و عصبانیتش باعث یخ زدن اطرافش می شود. مردم، با جادوگر خواندن او باعث فرارش می شوند و Elsa در مکانی دور، قصری از یخ برای خود می سازد و تمام آن منطقه را یخ زده می کند. Anna، برای یافتن خواهر خود و برگرداندن اوضاع به حالت عادی، راهی سفر می شود...

بررسی:

شرکت فیلمسازی والت دیزنی، چند سالی ست که به خود آمده و پس از اجراهای موفقی چون  Pinoccio (1940) ،Dumbo (1941) ،Bambi (1942) ،Cinderella (1950) ،Alice in Wonderland (1951) ،Peter Pan (1953) ،Sleeping beauty (1959) ،The jungle book (1967) ،Robin hood (1973) ،The Rescuers (1977) ،The little mermaid (1989)، Beauty and the beast (1991) ، Aladdin (1992) ،The Lion king (1994) ،The Hunchback ، Hercules (1997) ،Mulan (1998) ،Tarzan (1999) ،Brother bear (2003) ،The princess and the frog (2009) (Tangled (2010 و (Wreck-it Ralph (2012، با فاصله ای که بین سال های 2003 تا 2009 و وقفه های دیگر در موفقیت فیلم های شرکت به وجود آمده بود، تولید انیمیشن های تحسین شده از نظر منتقدان و مردم را دوباره به دست گرفته است.


شاید نقطه عطف این موضوع را باید در انیمیشن "شاهزاده و قورباغه" (2003) بدانیم که با سبک کلاسیک انیمیشن سازی، بازگشتی مناسب برای یکی از قدیمی ترین شرکت های سازنده فیلم دنیا، به صحنه بازار تجاری و جامعه منتقدین داشت. دو سال اخیر، با ساخت انیمیشن های بسیار موفق رالف خرابکار و یخ زده، این شرکت عملا دو شرکت مهم انیمیشن سازی یعنی DreamWorks (کاری ندارم که محصول سال قبل این شرکت یعنی Brave اسکار بهترین فیلم را گرفت، رالف خرابکار فیلم بهتری بود! نمره سایت IMDB و حتی Rotten tomatoes نیز این مساله را تایید می کند) و Pixar را که در سال های اخیر دچار افت نسبی کیفیت فیلم شده اند، پشت سر گذاشته است (هرچند Pixar از سال 2006 توسط Disney خریداری شده است!). جالب است که در رقابت سال قبل، دیزنی با فیلم عالی Wreck-it Ralph با آن موضوع جدید و جذابش، اسکار را به "شجاع"ی باخت که تنها به دلیل استفاده از تکنیک انیمیشن بهتر و احساسات بین یک مادر و دختر توانست دل داوران را برباید و امسال این دیزنی بود که لم داوران را به دست آورد و فیلمی در مایه های شجاع (با تکنیک دقیق انیمیشن سازی -برای مثال به برف ساخته شده در فیلم توجه کنید- و مایه ی داستان –رابطه دو خواهر-) ساخت و اسکار را تصاحب کرد!

فضای فیلم های دهه اخیر گردشی واضح به سمت بالا بردن قدرت خودباوری زنان داشته است (بهتر است آن را رویکرد فمینیستی ننامیم چون هنوز با فمینیسم فاصله زیادی دارد) و این مساله نمود خود را حتی در فیلم های انیمیشن که در ابتدا برای کودکان و سپس بزرگسالان ساخته می شده نشان داده است. نمونه این آثار را در انیمیشن های اخیر شرکت های معتبر انیمیشن سازی دیده ایم؛ "Tangled" (آن را نمونه مشابهی برای همین یخ زده و حتی شجاع می دانم)، "Brave" (نگاه کنید به نقش اصلی دو زن در فیلم و برتری عقلی و حتی جسمی دختر قهرمان فیلم بر تمام خواستگارانش) و “wreck-it ralph” (شاهزاده ی قهرمان اتوموبیل رانی و زن فرمانده جنگی که البته هر دو برگرفته از بازی های واقعی کامپیوتری هستند). گویا غرب به فکر بازپس گیری جایگاه از دست رفته ی زنان به عنوان "اجسام متحرک جنسی" در فیلم ها افتاده و قصد دارد به مشابه آنچه در مورد فیلم های James Bond در خارج کردن نسبی نقش منفعل زن ایفا کرده، حالا سهم توانایی آنان را در سایر آثارش نیز بالا ببرد (در اغلب فیلم های اخیر، این مردها هستند که تا حدی منفعل یا در حد زنان، دارای نقاط ضعف هستند). ترانه Let it go نیز که برنده جایزه اسکار امسال شد نیز یک ترانه ساختار شکن و در رابطه با آزادی (با ایفای نقش یک زن در بیان آن) است.  باید توجه کرد که با وجود اینکه ساختار ظاهری انیمیشن های قدیمی مانند Cinderella نیز به طور کلی با شخصیت زنان شکل گرفته بود، اما مضمون عمیق فیلم در به دست آوردن امکان راهیابی به دربار برای ازدواج با پسر حاکم (قبول شخصیت گرفتن زن در دامان ازدواج) قرار داشت. در واقع چنان تفریط هایی، ممکن است در آینده به افراط منجر شود.. عقیده دارم که این فیلم در میانه ی راه فمینیسم و تعادل قرار دارد.. در رویکرد واضحش، آن عشق واقعی که قرار است آنا را نجات دهد، نه از وجود یک مرد –از قضا خائن هم از کار در میاید!-، که از وجود یک زن نسبت به او بروز می کند.. و البته خوب است که این دو با یکدیگر خواهرند -و شاید بار معنایی عمیق تر فیلم در تکریم مقام خانواده و این موضوع باشد که عشق قوی تری در بین اعضای یک خانواده نسبت به افراد خارج از این حلقه وجود دارد و چرا "آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد؟" اما نکته جالب در اینجاست که اینجا دیگر خبری از ازدواج نیست و حتی ازدواج کریستف و آنا را در فیلم نمیبینیم و اینجاست که رگه های نوظهور فمینیستی فیلم بروز می کند که البته شاید با توجه به تم امروز جوامع دنیا که در آن فریب بیداد می کندف با مخاطب دلزده از عشق های توخالی نیز رابطه خوبی برقرار کند-.

 قطعات پازل جذابیت فیلم جور است؛ یک داستان ماجراجویانه و خطرناک، یک موجود با مزه، شیمی وجود رابطه زن و مرد، تلاش برای خنثی کردن یک طلسم و انسان های جذاب. با این همه، فیلم تا نیمه جذابیت زیادی ندارد. شاید اولین موجود جدید و دوست داشتنی ماجرا آدم برفی باشد (جمله ی تکرار شونده ی او در مواجهه با آنا؛ yeah, why?! واقعا با مزه است!). این تناقض درونی آدم برفی که عاشق آغوشی گرم و همچنین تابستان است و می خواهد خودش را در آفتاب داغ برنزه کند خیلی بامزه و جالب است! تنها در رویاهایش تابستان را دیده و به آن عشق می ورزد! غافل از اینکه... (یکی از موارد خنده دار در فیلم ها و کلا لطیفه ها همین وجود تناقضات است). هنگامی که به او می گویند که "یه دیقه صبر کن.." واقعا تا 60 ثانیه صبر می کند! او معنای عشقی را می داند که آنا نمی داند آنا اجاق را روشن می کند (!) و می گوید: بعضی ها ارزش این رو دارن که براشون آب بشی.. در جایی که یخ ها و خودش به سرعت آب می شوند می گوید: "امروز بهترین روز زندگی من و احتمالا آخرین روز اونه!" Snowman، قطعا یک از جذاب ترین و بهترین شخصیت های تاریخ انیمیشن سازی است.

olaf

 در فیلم، یخ زده، هم در مورد محیط زندگی این انسان ها (با یک طلسم که به دست السا هم نیست) به کار می رود و هم استعاره ای ست از عدم وجود عشق که با حضور آن، همه چیز گرم می شود و از مرگ نجات می یابد.

با این همه، از مزایای تام فیلم و آموزش های خوبش نباید غافل شد: جوانمردی، عشق حقیقی و وفاداری کریستوف در فیلم ستودنی ست! او آنا را بدون هیچ گونه اعتراضی به جایی بر می گرداند که نامزدش منتظر اوست.. گرچه خود نیز نسبت به او احساس دارد.. و گرچه او هم به مانند السا معتقد است که عشق یک روزه ی او به هانس معنایی ندارد. همچنین تکریم مقام خانواده نیز از مزایای دیگر فیلم است.

مساله "باربی سازی"، به طور ویژه در اغلب آثار گذشته و امروز به چشم می خورد و آنچه در پس هدف جذاب کردن ظاهر فیلم ها در صنعت فیلمسازی (که در آن، طبق سایر صنایع دنیا، پول حرف اول را می زند) اتفاق میفتد، الگو برداری ناصحیح دختران از الگوی معرفی شده در این فیلم هاست که عواقب مخرب آن هر از گاهی، با بالا گرفتن تب لاغری نمود می یابد.

صحنه های موزیکال فیلم هم خوب و همراستا با کلیت کار درآمده اند.

"یخ زده"، بهترین انیمیشن 2013 بود، و این را تنها به لطف استفاده از مفهوم عشق (که موضوعی تکراری با پرداختی جدید است)، تکنیک انیمیشن سازی خوب و شخصیت مرد برفی به دست آورده است (به شخصه اعتقاد دارم بدون این شخصیت، فیلم کاملا بی روح می شد و چه بسا صاحب اسکار هم نمی شد!).

در حاشیه:

 - دوبله فیلم از دو موسسه آویژه و سورن عرضه شده است. 

- "یخ زده" پیش از تولید نهایی چندین بار مورد تغییر در متن فیلمنامه قرار گرفت تا اینکه در نهایت در سال توسط Jennifer Lee مورد بازنویسی نهایی قرار گرفت و برای ساخت آماده شد. از زمان اکران فیلم تا کنون، افتخارات زیادی نصیب آن شده است که از آن جمله می توان به انتخاب به عنوان بهترین فیلم انیمیشن اسکار، گلدن گلوب و BAFTA و بهترین قطعه ترانه اصلی اجرا شده در فیلم (Let it go) در اسکار امسال اشاره کرد. بسیاری از منتقدین، این فیلم را با فیلم های دوره تحول شرکت دیزنی  (با ساخت فیلم هایی چون پری دریایی کوچک، زیبا و دیو، علاء الدین و شیر شاه) مقایسه می کنند.

 

 

 

 

نوشته شده در جمعه ۱٦ اسفند ،۱۳٩٢ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ توسط مهدی وزیریان نظرات ()


 Design By : Pichak