نقد فیلم

بررسی و نقد فیلم گودزیلا (2014)


کارگردان: Gareth Edwards

نویسنده: Max Borenstein

محصول: 2014، شرکت Legendary Pictures

 

123 دقیقه

نمره از سایت                        IMDB: 6.9

نمره از سایت  Rotten Tomatoes: 73%

هزینه و فروش (به ترتیب): حدود 160 و 520 میلیون دلار

جمله فیلم - از نگاه من-: "تعادل را از طبیعت نگیر"

نمره فیلم -از نظر من-: 17 از 20 

 

 خلاصه

سال 1999، دانشمندان در محلی که تشعشعات رادیواکتیو ساطع می کرده است به مورد عجیبی بر می خورند؛ چیزی شبیه تخم که بر لاشه ی فسیل شده ی موجود غول پیکر، همچنان تغذیه می شود. تشعشعات تغییر کرده و زمانی که محققین در ژاپن در حال بررسی این تغییرات همراه شده با زمین لرزه های متعدد و خفیف هستند، زمین لرزه ای شدید، تاسیسات هسته ای ژاپن را تخریب می کند و Joe Brody در این جریان، همسرش را که در حال بررسی تاسیسات است از دست می دهد..

15 سال بعد، پسر Joe (فورد) که به تازگی به امریکا و نزد همسر و فرزندش برگشته، مجبور می شود برای آزاد کردن پدرش که به مناطق ممنوعه ی ژاپن (که در آن حوادث 15 سال پیش رخ داده) رفته بوده، به ژاپن سفر کند. Joe پس از آزاد شدن همچنان معتقد است که نیرویی که باعث آن زلزله شده نیرویی برخواسته از طبیعت زمین نبوده است و ادعا می کند که در امواج رصد کرده ی خود، صدای خوانش یک موجود را ردیابی کرده بوده است...

 بررسی و نقد

واژه ی "گودزیلا" برای اولین بار در سال 1954، کمی بعد از حادثه ی اتمی هیروشیما و ناکازاکی، توسط ژاپنی ها ساخته شد. در فیلمی به این نام که در آن گودزیلا استعاره ای از سلاح های هسته ای بود؛ انسان بمب هسته ای را اختراع می کند و طبیعت با زایش این موجود هیولاوار به انتقام از انسان بر می خیزد. گودزیلا تمام خصوصیات یک بمب هسته ای را داشت و نامیرا بود؛ نماد یک کابوس برای ژاپنی ها.

از زمان بازسازی و دست به دست شدن این فیلم میان ژاپن و ایالات متحده با نقطه ی مشترک "بمب اتم" به عنوان نمادی از بروز شر توسط بشر، گودزیلا به نمادی از رابطه دو کشور و همچنین کشورها و ملیت های مختلف دنیا تبدیل شده است. 


امریکایی ها در سال 1956 از پروژه ی پرفروش ژاپنی ها محصول مشابهی ساختند که در سال های بعد توسط آن ها و ژاپنی ها در حدود 32 دنباله از این کار ساخته شد. شاید موفق ترین این آثار (26 دنباله ژاپنی و 5 نمونه امریکایی)، کارهای ژاپنی ها بوده باشد. در سال 2010، شرکت Legendary اعلام کرد که قصد دارد بازسازی آزادی از فیلم را اجرا کند که این فیلم امسال به نمایش درآمد.

شخصیت "گودزیلا" اما در خلال بازسازی ها و ادامه سازی های مختلف، بر اساس حال و هوای کشور ژاپن و رابطه اش با ایالات متحده متغیر بوده و از یک موجود متخاصم با انسان، رفته رفته به موجودی یاریگر تبدیل شده است؛ یاری که در ابتدا توسط انسان ها به عنوان دشمن تصور می شود. این موجود، با تغییراتش در طول دوران بازسازی ها، به نیروی عظیم و کنترل کننده ی شر یا  بازگرداننده ی بشر به نقطه ی تعادل و جبران کننده ی اشتباهات به ظاهر غیر قابل جبران او تبدیل شده است. شاید با مفهوم عصیان طبیعت در برابر انسان مغرور در فیلم های زیادی روبرو شده باشیم (و شاید مشهورترین این دسته فیلم ها، فیلم عظیم "تایتانیک" و ماجرای غرق شدنش باشد)، اما آنچه گودزیلا را متفاوت می کند، وجود نیروی کمکی برای جبران خطای بشر است.

در نگاهی عمیق تر، گودزیلا و MUTO (یا در دنباله های مشابه؛ گیدورا و ...) نماد نیروهای متضاد طبیعتند؛ نیروهایی که انسان در برابرشان قدرتی برای ارائه ندارد و با سلاح های ناکارآمدش تنها باید نظاره گر جنگ میان این دو؛ نیروهای خیر و شر، در میدان جبر خلقت باشد. اما نکته ی مهم و جالب فیلم اینجاست که آنچه به نیروی شر حیات می بخشد حاصل عمل انسان و برخواستن نیروی خیر، زاییده ی طبیعی نیروی شر است. شاید این نظر واقف بر فلسفه ی طبیعی بودن خیر در دنیا و غیرطبیعی بودن و از گردونه خارج شدن شر است. در فیلم، انسان با بروز شر و ایجاد تغییر در طبیعت (استفاده از انرژی هسته ای و دفع زباله های آن)، زمینه ساز بروز شر عظیم (زنده شدن MUTO ها که دنبال کننده و تغذیه کننده از انرژی هسته ای هستند) می شود.. اما طبیعت برای گریز از شر به وجود آمده راه های چاره ای نیز اندیشیده است..

 در بخش بازیگری، فیلم در حد قابل قبول است. Elizabeth Olsen در نقش Elle Brody (همسر فورد) شاید درخشان ترین کار (و در عین حال، خنثی ترین نقش ها!) را ارائه کرده باشد؛ هرچند شاید همین تکرار یک زندگی در جایگاه پدر و پسر، خود نکته ی جالبی باشد؛ پدر (با بازی ای عینا مشابه Breaking Bad از Bryan Cranston) در اوایل فیلم و بر اثر یک غفلت، همسرش (با بازی کوتاه Juliette Binoche) را از دست می دهد و پسر که به قول خودش توانسته از زیر بار زندگی گذشته رها شود، حالا در نقشی مشابه باید از همسر و فرزندش مراقبت کند. نقش های خنثی و صامت اما در فیلم کم نیستند؛ شاید مهمترین این نقش های بی اهمیت شده را بتوان نقش همواره مبهوت دکتر Ishiro Serizawa با بازی Ken Watanabe دانست. هرچند شاید تلاش او برای جلوگیری از حمله به این سه موجود (به عنوان نمادهای طبیعت) و اشاره ی او به ساعت به جا مانده از پدرش از زمان جنگ جهانی دوم و طعنه ی ناگفته به خرابی هایی که امریکا با تصمیم برای فرو انداختن بمب اتم بر سر ژاپنی ها گرفت، بهترین اثر حضور او در فیلم باشد.

 آنچه توسط برخی از منتقدان درباره ی برداشته شدن تمرکز فیلم از حول شخصیت "گودزیلا" عنوان شده واقعیت دارد؛ در اینجا دیگر این انسان ها هستند که محور اصلی فیلم هستند و گودزیلا انگار در پس پرده می جنگد و چندان تصویر و تاثیر واضحی از او در فیلم نمی بینیم.. شاید تنها ابهت و سنگینی اوست که بر لحظات زیادی از فیلم سایه افکنده و همین کمتر دیده شدن او در اغلب لحظات، به بزرگ کردن جایگاه او در چشم بیننده به مثابه جایگاه خدا انجامیده باشد.. این مساله برای من نماد جالبی ست؛ نگاه کنید که Ford با آتش زدن تخم MUTO ها (نماد فراگیری شر) باعث تغییر جریان جدال نیروی خیر و شر می شود و با وجود کوچکی خود در برابر آن دو نیروی بزرگ تر، جرقه ی تغییر را شعله ور می کند و سبب ایجاد تغییر در موازنه ی نیروهای مهار ناپذیر اطراف خود می شود؛ نمایشی از نیروی اختیار انسان در برابر جبر به ظاهر کنترل ناپذیر اطرافش. شاید همزمانی لحظه ی سقوط گودزیلا و Ford بر زمین پس از شکست دادن MUTO ها، خود نمادی از نیروی خیری باشد که درون او جاری ست..

گودزیلای 2014، بر خلاف نمونه 1998 امریکایی خود فیلمی موفق از کار در آمده و با وجود کم گفت و گو بودنش، جلوه های ویژه، موسیقی و فیلمبرداری بسیار خوبی دارد، فروش خوبی داشته و منتقدان و تماشاگران عام را راضی کرده است. حرف های فیلم گرچه تکراری اند (از لزوم گوش سپردن به تجربه ی بزرگ تر ها و انسان دوستی تا ناتوانی انسان با وجود همه ی پیشرفت هایش در برابر نیروهایی جدید و برخواسته از طبیعیت و وجود نظم در دنیا در برقراری تعادل)، اما از آن تلنگرهای کهنگی ناپذیرند که برای انسان مغرور فراموشکار هر از گاهی لازمند..

  

پی نوشت

موفقیت تجاری فیلم در سال جاری سبب شده که این شرکت با ادامه دادن فیلم تا رسیدن به یک سه گانه موافقت کند و ظاهرا قرار است قسمت بعدی فیلم در سال 2018 اکران شود.

نوشته شده در پنجشنبه ٦ شهریور ،۱۳٩۳ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ توسط مهدی وزیریان نظرات ()


 Design By : Pichak