بررسی و نقد فیلم "The kids are alright" ( بچه ها خوبند)

بچه ها خوبند، فیلمی در ژانر درام-کمدی (البته به قول خود سازندگانش اما بخوانید درام) ست که با بودجه بسیار کمی  (به نسبت سایر فیلم های هالیوودی) در حدود 4 میلیون دلار ساخته شده و البته حدود 29 میلیون دلار هم فروش داشته است. به ارقام و آمار فروش بهتر است که اصلاً نگاه نکنیم یا لااقل ملاک مان برای دیدن فیلم نباشد که در این صورت بسیاری فیلم های ارزشمند را با توجه به سلیقه اکشن و فانتزی پسند مردم امریکا از دست می دهیم!

بررسی و نقد:

نیک (Annette Bening) در ظاهر نان آور خانه است و نقش پدر را بازی می کند و جولز (Julianne moore) همسر خانه نشین اوست. اینجاست که به مانند گذشته های نه چندان دور مرد سالارانه زن خانه تصمیم می گیرد تا از تحصیلاتش استفاده کند و کاری در بیرون خانه برای خود به دست آورد.. در این بین اما شیطنت ها و البته بهتر بگویم انحرافات اخلاقی پسر خانواده را می بینیم که در مثال فرویدی بدون پدر بزرگ شده و حالا مشکلات زیادی ( مثلاً در انتخاب دوست) دارد و به جایی رسیده که باید شاهد انواع و اقسام خرابکاری باشد و صدایش درنیاید.. و از طرف دیگر دختر خانواده هم با کمبود میل نسبت به جنس مخالف (یا لااقل عدم توانایی در ابراز آن) روبروست. حالا لیزر می خواهد پدر بیولوژیک خودش را بشناسد.. جالب است که قوانین امریکا اجازه دستیابی لیزر به هویت دهنده اسپرم را نمی دهد! این امریکا برای خودش قوانینی دارد که فهمش بیشتر با مفاهیم عقل انسانی صرف قابل حصول است تا کاملاً با ارزش های دینی ما (البته من این محدوده سنی برای دستیابی به اطلاعات را آموزه قرآن می بینم که در مورد نگاه کودکان هم حکم دارد و این موضوع را در درجه بندی سنی فیلم های امریکا به خوبی مشاهده می کنیم). توضیحات جولز درباره روابط زن و مرد و یا زن و زن به فرزندانش جالب است و در واقع فیلم می خواهد تا حدی وارد فضای روانشناسی این مسائل و شناخت دقیق زن و مرد شود که البته هم در این گفت و گو ها و هم در تعامل میان افراد درک صحیحی از روان این دو به چشم می خورد و به عبارتی فیلم خود یک کارگاه موجز آموزش روانشناسی زن و مرد در مسائل جنسی نیز هست.
رویارویی کودکان با پدر بیولوژیک (و نه خانگی) شان
؛ پُل (مارک روفالو) جالب است.. چیزی تصنعی در این برخورد به چشم نمی خورد و همه چیز همان طور است که گویی در واقع باید باشد.. اما این آشنایی با تحرکات بعدی بچه ها و همچنین آشنایی جولز و نیک با پل موجب بروز شکاف های عمیق تری در خانواده می شود. از طرفی جولز که حاضر می شود برای گلکاری باغچه پشتی پل به خانه اش برود درگیر ماجرای عاطفی (و یا بهتر بگویم احساسی) با او می شود (و البته شروع و پیشرفت این رابطه قسمت کمدی ماجراست که غیر قابل پذیرش تر است و البته شاید بتوان آن را با عقده های درونی جولز در عدم دریافت تشویق برای کاری که به آن علاقه دارد و خودش نیز آن را به زبان می آورد توجیه کرد) و از طرفی بچه ها در رفت و آمد با او راه برگشت به تعادل را می آموزند (از دوری لیزر از دوست نا اهلش تا شجاعت جونی در ابراز علاقه به دوستش- گرچه گاهی با مخالفت نیک به عنوان سرپرست خانواده مواجه می شود). با این حال این موهبات با ناخوشی نیک همراه می شود و او که به رابطه جولز و پل شک دارد روزی از ماجرا خبردار می شود. اینجاست که تماشاگر ایرانی به این سمت می رود که شاید قرار است جولز و پل با هم ازدواج کنند و نیک تنها بماند.. اما حرف فیلم چیز دیگری ست!
در آداب انبیاء داریم که حتی به عقیده مخالفان خود نیز احترام می گذاشته اند و خداوند فرموده که به آن چه که مورد احترام آن هاست دشنام ندهید تا آن ها هم به محترم های شما توهین نکنند.. به نظرم فیلم با این مسئله رودر روست که نه خود را دچار درگیری با طیف hamjens baaz کند و نه از مزایای زندگی طبیعی (زن و مرد) چشم بپوشد و در عین حال بر لزوم پایبندی اعضا به کیان خانواده تاکید کند. صحنه اعترافات جولز در بیان سختی های ازدواج و اشتباهات خودش در حقیقت تلنگری ست به جامعه ای که در آن وفاداری به امری کم ارزش تبدیل می شود. پرداخت دلایل بروز ناهنجاری ها در فرزندان یکی دیگر از دغدغه های اصلی فیلم است که نام فیلم نیز بیانگر این واقعیت است که انسان ها با ضمیر پاک به دنیا می آیند و این آدم های دیگرند که باعث بروز لکه های تاریک بر چهره معصوم آن ها می شود.

بازی های فیلم مستند گونه "بچه ها خوبند" عالی ست! به خصوص بازی Anette bening که یک شاهکار بازیگری را ارائه می دهد (به دو صحنه برای نمونه اشاره می کنم: سر میز شام با پل و در موقع اعترافات و عذرخواهی جولز از جمع خانواده که گریه ای بسیار طبیعی ارائه می دهد)، کارگردانی آن هوشمندانه و فیلمنامه کامل آن تکمیل کننده اجزاء اصلی آن است.

 در حاشیه:

*کارگردان فیلم بزرگ شده در یک خانواده یهودی با اصلیت اوکراینی ست که با ساخت فیلم های کوتاه کار خود را در امریکا آغاز کرد و با فیلم High art جایزه بهترین نویسندگی جشنواره Sundance  را از آن خود کرد. با این حال فیلم "بچه ها خوبند" جزو کارهای اولیه (دهمین فیلم) و البته اصلی این نویسنده 46 ساله به حساب می آید و با این حال جهشی بزرگ نیز هست! جالب است که خود او بچه اش را از طریق دریافت اسپرم خارجی به دنیا آورده است!

*فیلم به حق در 4 (کارگردانی، بهترین فیلم، فیلمنامه و ) رشته نامزد دریافت جایزه اسکار شد و به نظرم باید بیش از این جایزه دریافت می کرد.
*نظر منتقدان درباره فیلم به طور کلی مثبت بوده و به خصوص به خاطر بازی های درخشان و فیلمنامه قوی تحسین شده است.
*Anette Bening جایزه گلدن گلاب را برای بازی در این فیلم برد؛ جایزه ای که حقش بود.
فیلم جایزه بهترین فیلم کمدی-موزیکال را از گلدن گلاب دریافت کرد

/ 8 نظر / 82 بازدید
جمال ساداتی

ممنونم از اینکه به فارسی نوشت اجازه انتشار مقالات مفیدتان را دادید. همان طور که گفتم منبع و نویسنده را حتما ذکر می کنیم . امیدوارم با انتشار مقالاتتان به شما هم کمکی کرده باشیم. جهت سپاس گذاری شما را با عنوان نقد فیلم لینک کریدم. [قلب]

پوریا

با تبریک سال نو و آرزوی هرچه بهتر بودن این سال برای همه عزیزان دوست عزیز پس inception ؟

محمد

سلام تحلیل تان را خواندم. ولی فکر کنم غرض اصلی فیلم را متوجه نشدید. سالهاست مبلغان همجنس گرایی تلاش می‌کنند تاهمجنس گرایی را به عنوان رابطه‌ای غریزی و فطری نشان دهند. اینها حتی رفتند زندگی حیوانات را بررسی کردند تا اثبات کنند در گونه هایی از حیوانات نیز این رفتار وجود دارد. به نظر من این فیلم همین هدف را دنبال می کرد. فیلم به زیبایی به مخاطبش القا می کند که علت همجنس گرایی عقده‌های روانی یا جنسی نیست بلکه این رابطه ریشه در فطرت انسانها دارد ! فقط مثل بقیه روابط ممکن است گاهی به انحراف برود. در مطلبتان اشاره کردید که فیلم می‌خواهد بر لزوم پایبندی اعضا به کیان خانواده تاکید کند ! کدام خانواده برادر ! جدا به این نوع هم زیستی می شود گفت خانواده ؟ اینها می‌خواهند به هر وسیله‌ای کار غلط اندر غلطشان را طبیعی جلوه دهند و شکی نیست پشت پرده این فیلم مبلغان کثیف همجنس بازی در آمریکا قرار دارند. این فیلم در واقع ادامه پروژه فیلم ( کوهستان بروکبک) بود. در آن فیلم همجنس بازی مردان را تطهیر کردند و در این فیلم زنانه‌اش را! جالب است این دو فیلم مذکور تا قله سینمای جهان یعنی نامزدی اسکار رسیدندو این یعنی دیده شدن در همه دنیا

پوریا

سلام دوست عزیز کاملا باهاتون موافقم ما باید به جای فقط انتقاد کردن و کوبیدن مشت بر فیلم ها اونا رو از دید مثبت نگاه کنیم ، و تحلیل های اساسی ازشون در بیاریم ، به جای اینکه بگردیم و نقاط ضعفشون رو پیدا کنیم ، به دنبال نقاط مثبتشون باشیم ، موفق باشید

سلام نظرم در مورد فیلم عوض شد. نمیبینمش!. مرسی از تحلیل خوبت

سپهر قربانی

با سلام و خسته نباشید. وبلاگ خوب و مفیدی دارید.خوشحال می شوم سری به وبلاگ من بزنید. نقد ها و مقالات سینمایی داغ.در صورت تمایل مایل به تبادل لینک هم هستم با نام (سپهر قربانی) آخرین مطالب: مقاله: نگاهی به گونه های مختلف سینمایی در آثار سینمای تجاری ایران مقاله: ستاره های سینمای این سی سال نقد فیلم:نقد فیلم های جریان ساز تاریخ سینمای تجاری ایران مقاله: نگاهی به آثار ناصر تقوایی مقاله: نگاهی به برخی از فیلم های ژانر وحشت ساخت ایران گفت‌وگو با عزت‌الله انتظامی

رها

دوست عزیز آقا شما که آدم فرعنگی هستی و دکتر هم هستی...یک لطف بکن در مورد مسئله همجنس گرایی یک مقداری بیشتر مطالعه بکن...همه جا منابع هست حتا می تونی فیلمهای مستند را در یوتیوب ببینی....دوست گرامی دید مذهبی اتو لحظه ای بذار کنار و خودتو با یک واقعیا عریان مواجه کن...مطمئنم که شما که روشنی و دنبال شناخت به نتایج جالبی خواهی رسید. در ضمن در این راه برات یک پیشنهاد دارم تعریف دوالیته از هر چیزی رو بذار کنار و به سیالیت فکر کن...کمکت خواهد کرد....

رها

من معذرت می خوام که یک دوتا اشتباه دیکته ای هم دارم[لبخند]