نقد سریال "در چشم باد"

در مدح سریال شاید همین حد کافی باشد اما نباید از بازی خوب پارسا پیروز فر -که در حقیقت از بازی او هیچگاه تا امروز لذت نبرده بودم- که استعدادهای خود را به نمایش گذاشت و نشان داد که بودن در کنار یک کارگردان کاربلد چقدر در خروجی تاثیر دارد. با این حال از بازی دیگر بازیگران لذت چندانی نبرده ام که البته به مقدار زیاد به متون استفاده شده برای آن ها باز می گردد.

چقدر زیبا، حساب شده، با تقلید درست و حرفه ای درآمده بود این صحنه های نهایی جنگ ایران و عراق که بی اختیار یاد "نجات سرباز رایان" می افتادیم و مشعوف می شدیم از این استعداد کارگردان و فیلمبردار و صحنه پرداز خودی که با وجود امکانات پست تر توانسته اند چنین صحنه های بدیعی را -لااقل در داخل کشور-خلق کنند. تدوین صحنه های ساخته شده با صحنه های واقعی جنگ و بازسازی برخی صحنه ها مثل فتح خرمشهر نشان از کار بزرگ جوزانی در روایت دقیق رویداد ها داشت و وسواس او در صحنه چینی و همانند سازی به حق ستودنی ست.

روند کند سریال در برخی مقاطع و صحنه ها (مثل سینما رفتن بیژن برای فیلم "بر باد رفته") گاهی تماشاگر را ناراضی از پای تلویزیون بدرقه می کرد. با این حال با وجود این و برخی دیگر اشکالات نظیر تطبیق نداشتن جزئی برخی زمان ها با پوشش مردم - که از ضمیر سخن برخی منتقدان دقیق مشخص شده- می توان در چشم باد را سریال موفقی نامید، چرا که پس از "هزار دستان" دیگر سریالی به این اندازه در بازگویی حوادث تاریخی موثق ایران واکاوی نکرده و دقت به خرج نداده است. در عین حال اثر گذاری سریال نیز با توجه به بازخوردی که در مردم مشاهده می شود مثبت است و با وجود اینکه بیژن ایرانی کسی ست که به دنبال پسر و همسرش به ایران می آید و به نظر می رسد که هیچگاه انگیزه های مذهبی او را به کاری وا نمی دارد، تاثیر سریال بر مردم ناشی از برانگیخته شدن حس یک ایرانی غیور است. در حقیقت بیننده ایران را بیش از "ایرانی" دوست دارد و البته در کنار دکتر ایرانی، هستند جوانان خالصی که در کنار او در جبهه می جنگند و ایثار می کنند و این ما را به یاد مثال "لیلی با من است" می اندازد که با وجود دوری شخصیت اصلی از انیگزه های معنوی حضور در جبهه، این رزمنده های سیاهی لشگر هستند که ما را به خود می آورند نه "صادق مشکینی".

غیره:

- در ابتدا با دیدن چند قسمت ابتدایی سریال چندان به دلم ننشست اما با ادامه آن بیشتر پیگیر ماجرا شدم و در ادامه و در قسمت های آخر، به دلیل برقراری ارتباط بیشتر با موضوع جنگ 8 ساله، بیشتر و بیشتر درگیر سریال شدم.

- کارگردان گفته که صحنه هایی از سریال حذف شده که صدا و سیما بعداً بابت آن ها پشیمان خواهد شد! او گفته که کار سفارشی انجام نمی دهد و این سریال نیز ایده خود او بوده است. او گفت که امکان ندارد دروغ تاریخی بگویم

- جوزانی گفته است که این سریال وصیت من به همه ایرانیان است

- جوزانی در کار تحقیق سریال 138 کتاب به همراه تعداد زیادی عکس و فیلم را مطالعه کرده است

- جوزانی برای کارگردانی فیلم "کورش کبیر" انتخاب شده است 

/ 1 نظر / 177 بازدید
عمارسالک

برادر گرامی مشکل شما اینجاست که شناختی از وظایف اهداف و آرمانهای روحانیت ندارید و فکر میکنید روحانی یعنی کسی که ده ها سال در حوزه درس خوانده و حالا وظیفه دارد! نه برادر قشر عظیمی از نیروی فرهنگی نظام اسلامی را طلاب جوان تشکیل میدهند به علت امکان برقراری راحت ارتباط با نسل جوان کشور و این فیلم دقیقا آمده طلاب را به گیجی و بی خبری از تحولات محیط خود و بی خیالی نسبت به مشکلات عصر خود معرفی کرده برادر عزیز این طلبه شخصیتی خیالی ست و نه وجچود دارد و نه خواهیم گذاشت که همچو آدمی و همچو تفکری در حوزه ها گسترش یابد و ختم کلام : ما نمی خواهیم مردم از طلبه ای خوششان بیاید که سرش توی کتاب و درس خودش هست تا حدی که از خانواده خود هم بی خبر است دیگر جامعه که جای خود دارد آگر طلبه خوب این سید رضای فیلم باشد و مردم اینها را دوست داشته باشند دیگر وای به حال اسلام! پس حتما تا وقتی که همه طلاب به سن 60سالگی رسیدند اجازه حضور در جامعه دارن و تا اون وقت هم دین و فرهنگ و انقلاب هم دست لیبرال ها و منافقان و کارشناسان CIA باشه !! آقای محترم نگاه ایدوئولوژیک به این فیلم همان عینکی ست که شما باید یه چشم بزنید تا هدف و اعتراض