بررسی و نقد فیلم پرسه در مه

فیلم با نشان دادن امین بر تخت بیمارستان در حالت کما شروع می شود و چون با صدای شهاب حسینی که متنی را بر صفحه درباره زندگی اش می خواند مواجه می شویم، معلوم است که فرد به کما رفته دارد داستان زندگی خودش را بیان می کند.

داستان مردی ست که عاشق زنی (با بازی لیلا حاتمی) شده و درادامه به خاطر درگیری ذهنی بر روی ساخت قطعه ای رویایی و بی نظیر در موسیقی (به نام ماه) به تدریج دچار وسواس های ذهنی و نوعی روان پریشی می شود که زندگی اش را نابود می کند. همسر او (با نام رویا، که خود امین هم می گوید رویای زندگی اش بوده) انگار بی گناه ماجراست و این امین است که با خواست زیاد از حد خود زندگی را به کام هر دو تلخ می کند. در انتها، امین که با رفتن همسرش مواجه می شود تصممیم میگیرد تا یکی از مهمترین قسمت های درگیر در نواختن پیانو (انگشت اشاره) را قطع کند، شاید افکار مختل کننده اش نیز همراه با آن قطع شوند..رویا او را پیدا می کند و امین که انگار تازه چشمش به زندگی اش باز شده سعی می کند به رویا محبت کند.

در فیلم توکلی، برداشت خوب از فیلم های خارجی به چشم می خورد، برداشت هایی در محتوا و اجرا، در محتوا، آنجا که از "یک ذهن زیبا" ماجرای زندگی مردی روان پریش (در آن مورد دچار اسکیزوفرنی) و زنی معصوم و عاشق را بسازد، اما در دام تقلید صرف نمی افتد و در اجرا نیز با افزودن رنگ آبی به ماجراهای حال و دادن رنگ های واقعی به گذشته (برگرفته از سریال Damages). به نظر بنده، تکنیک اخیر، در القای شیرین بودن گذشته و سرد و دلگیر بودن حال بسیار به جا تر از مورد به کار رفته در سریال امریکایی نامبرده بوده است و این، یعنی استفاده به جا از حسن دیگران، به جای تقلید کورکورانه و بی منطقی که همیشه به دنبال آنیم. با این همه تکنیک فیلمبرداری آهسته و منقطع در پاره ای از لحظات، همراه با هیجان نمایی و بزرگ نمایی برخی قطعات (مانند پا کوبیدن امین در یک جوی آب) و همچنین شیوه روایت نیمه  سر راست (با برخی گره گشایی های مقطعی با برگشت به زمانی کمی عقبتر، بدون دور شدن از صحنه مورد نظر)، مواردی ست که فیلم را تا حد زیادی از تکنیک های رایج فیلمسازی در ایران دورمی کند و به اثری مانند Stay (نمونه بارز فیلمنامه ای مشابه با آنچه در پرسه درمه می بینیم وهر جا که لازم باشد از آن به عنوان نمونه ای کم نظیر دراین سبک یادمی کنم) نزدیک می کند.

فیلم از لحاظ محتوا نیز دچار تحولی در سینمای ایران است؛ صرف نشان دادن موضوعی نسبتا معمولی به شیوه ای جدید خود یک کار قابل ستایش است، و البته ایرادی که بر بنده خواهند گرفت این است که این، محتوا نیست، و در ادامه باید بگویم محتوای صرف فیلم نیز موضوعی نو را پیش می کشد که لااقل در سینمای ایران به آن پرداخته نشده است یا اگر هم پرداخته شده به این عمق و اثرگذاری نبوده است. نگاه کنید به صحنه ورودی ماجرا که امین از رویای زندگی اش می گوید و به صورت رویا (همسرش) ختم می شود و البته ادامه ماجرا، که داستانی نسبتا ساده است، اما با قطع انگشت امین وارد فاز جدید می شود و ماجرای تعریفی او از معدنچیانی که با آن ها همراه می شود و در زندگی -به نظر خودش- غیر واقعی خوش آن ها نیز به کما می رود و به نوعی رستگار می شود و البته صحنه های اثر گذار پایانی که نقطه آغاز این عشق را نشان می دهد و ماجرای بلیط دوباره ای که امین برای دیدن نمایش رویا می خواهد (و ربطش دهید به حالت کمای او که دوست دارد دوباره به زندگی و عشقش برگردد).

گرچه به عقیده برخی در فیلم پای اصالت خیال بر واقعیت پیش کشیده شده اما به نظر بنده تنها مشکل فیلم در زنده نشان دادن و فهم فردی به کما رفته است که هنوز می فهمد و احساس دارد، چرا که چنین چیزی به لحاظ علمی و حتی مذهبی به چشم نمی خورد و البته آسیب آن نیز متوجه کسانی در موقعیت مشابه خواهد بود؛ افراد دچار مرگ مغزی یا فرو رفته در کما، چه، می دانیم بسیاری از این افراد برای اهدای عضو و یا قطع وسایل ارتباطی با حیات تحت سوال برای اطرافیان و نزدیکان هستند و هنوز درک درستی از این اقدامات وجود ندارد. با دیدن فرزند این دو، که در زمان حادثه درحال دنیا آمدن بوده و زمان حال، که حدودا شش هفت سال دارد مشخص است که رویا برای بازگشت امین چیزی در حدود همین مدت صبر کرده است..اما امین هنوز در حال فهم دنیاست! در واقع فیلم حتی می تواند برای بسیاری از افراد که در گذشته اقدام به رضایت دادن برای قطع حیات فرد بیمارشان بوده اند، حکم دردی ابدی داشته باشد و بدین دلیل، دیدن آن را به فیلم دوستانی که مایل به دیدن آثار فاخر و البته بدون سابقه از دست دادن عزیزی در اثر کما هستند پیشنهاد می کنم (و البته معلوم نیست اگر خدای ناکرده یکی از همین عزیزان دچار حادثه ای مشابه شود، با یادآوری این فیلم چه تصمیمی بگیرد!).

 

درحاشیه:

-فیلم برنده سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی (بخش اول و دوم) از بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر شده است و در بخش موسیقی متن نامزد شده است.

-در چهاردهمین جشن خانه سینما نیز این فیلم تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد (شهاب حسینی) را دیافت کرده و برای بازی لیلا حاتمی نامزد دریافت تندیس بهترین بازیگر نقش اول زن شده است.

-در چهارمین جشن منتقدان سینمای ایران برنده بهترین فیلمنامه، بهترین فیلمبرداری، بهترین بازیگر نقش اول مرد، موسیقی متن و نامزد دریافت این جوایز برای بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش اول زن و بهترین تدوین شده است.

/ 14 نظر / 296 بازدید
نمایش نظرات قبلی

سلام وب جالبی داری به ما هم سر بزن ایراداتمان را بگو. موفق باشی

مانی

با سلام وبلاگ خیلی خوبی دارین . پرسه در مه یه فیلم فوق العادس از هر نظر مخصوصا از لحاظ فیلمنامه که عنصر اصلی فیلمه اما ظاهرا تو ایران فیلم سازامون بهش دقت نمی کنن . خوشحال میشم به ما هم سر بزنین.یا حق

بهروز

روز خوش راستی من اصلا از فیلم های ایرانی خوشم نمی یاد و فقط فیلم های خارجی و شاهکار رو نقد برسی می کنم من شما رو لینک کردم اگه خواستی می تونم اطلاعات در مورد فیلم های خارجی بهت بدم

مهسا

من هم خیلی زیاد از فیلم لذت بردم. بعد که فهمیدم کارگردان همان کارگردان اینجا بدون من هست لذتم چند برابر شد. خط روایی داستان تاثیرگذار بود و بازی ها فوق العاده. من از نقد شما هم خیلی خوشم امد. به همه نکته ها خوب اشاره کردین. قشنگترینش برای من این قسمت بود و ربطش دهید به حالت کمای او که دوست دارد دوباره به زندگی و عشقش برگردد). که توجه نکرده بودم. با قسمت آخر هم خیلی موافقم.

Mohammad.p

وای چقدر بازی شهاب حسینی تو این فیلم فوق العاده س .. شاهکار کرده ! انگار که خودش قبلاً اون لحظات رو درک کرده اصلاً نشونه ای از تصنع تو چهره ش دیده نمی شد.

امین ح

در ابتدا باید بگم که اینکه افرادی که به کما رفتن نمیتونند به زندگی برگردند اصلا درست نیست.چون کما و مرگ مغزی دو پدیده متفاوت در پزشکی است.تا حالا موردی از بازگشت مرگ مغزی مشاهده نشده و نخواهد شد اما چه بسیار افرادی که از کما برگشتن.همون طوری که در فیلم The Dead Zone با بازیه Christopher Walken ،شخصیت داستان بعد 5سال از کما خارج میشه.نکته بعدی اینکه نقد شما از ظاهر فیلم و کشف اقتباسات اون خیلی خوب و جالب بود اما به نظرم در محتوا خیلی متوسط نقد کردید،اونهم برای فیلمی به این پیچیدگی.و نکته مثبت نقد از محتوای شما جمله آخر یعنی "صحنه های اثر گذار پایانی که نقطه آغاز این عشق... " بود. به عقیده من باید چند داستان موجود در فیلم که در هم تنیده شده بود رو حلاجی کنیم تا نتایج جالبتری نسبت به دنیای فیلم پیدا بشه.در هر صورت اگه امکانش هست برای این فیلم بیشتر وارد جزییات بشید.ممنون

ترمه

سلام می شه تبادل لینک کنیم؟

رها

منو یاد هامون انداخت... و دوستش داشتم موفق باشید

نورا نوشاد

باسلام. ممنون از نقدتون.داستان ازشیوه روایی ا یرانی داستان درداستان وشیوه بازی دربازی ومفهوم "زندگی "صحنه نمایش است بهره گرفته.نماهای بسیاردقیق واکسپرسیونیستی برای شخصیتی که دچارعبث گرایی شده است عالی می باشدنمونه ای بی نظیردرسینمای ایران.بازی خشن ودردآورشهاب حسینی درمقابل معصومیت لیلاحاتمی ستودنیست.ویرانی شخصیتهارامیتوان درک نمودوهرکدام ازآنهااحساس همدردی تماشاچی رابرمی انگیزانددل به حال امین و رویا میسوزانیم و.....فیلم حرف برای گفتن بسیار دارد مجال نیست...

نادر نظامی

سلام ممنون از نظر شما در باره فیلم! البته آقای توکلی می خواست در این فیلم تفاوت را در بیان سینمایی نمایش دهد ولی به اعتقاد من ضربآهنگ کند و کلوزاآبهای بیش از حد صورت فیلم را خسته کننده کرده بود! چیزی که در فیلم بعدی من اینجا بدون من دیده نمی شد. نمایه های فیلم به شدت درونی و در چارچوب روابط تلخ حبس شده بود و نماهای فیلم با وجود فیلمبرداری در فضاهای باز مثل جنگل و دریا زیاد به کمک فیلم نمی آمد ودر کل فیلم بدون انرژی به نظر می رسد ....به هرحال موفق باشید